“آژنگ نیوز”:آلفرد نورث وایتهد، ریاضیدان و فیلسوف – که بیشتر به خاطر کارش در کتاب «اصول ریاضیات» که با برتراند راسل نوشت، شناخته می‌شود – در چنین روزی در سال ۱۸۶۱ میلادی انگلستان متولد شد.اواز اواسط دهه ۱۹۲۰ در دانشگاه هاروارد تدریس کرد و یک نظریه متافیزیکی جامع را توسعه داد.

پدربزرگ وایتهد، توماس وایتهد، مردی خودساخته بود که یک مدرسه پسرانه موفق به نام آکادمی چاتهام هاوس را تأسیس کرد. پدرش، آلفرد وایتهد، یک روحانی آنگلیکان، به نوبه خود رئیس مدرسه بود و بعداً به عنوان کشیش سنت پیتر در تانت منصوب شد. مادرش، که با نام ماریا سارا باکمستر به دنیا آمد، دختر یک خیاط نظامی مرفه بود. آلفرد نورث وایتهد کوچکترین فرزند آنها بود. از آنجا که آنها او را برای مدرسه یا ورزش‌های فعال بسیار ضعیف می‌دانستند، پدرش تا سن ۱۴ سالگی در خانه به او آموزش می‌داد، تا اینکه او را به مدرسه شربورن در دورست فرستادند که در آن زمان یکی از بهترین مدارس انگلستان بود. وایتهد تحصیلات کلاسیک دریافت کرد و استعداد ویژه‌ای در ریاضیات نشان داد. با وجود دوران کودکی بیش از حد محافظت‌شده‌اش، او خود را به عنوان یک رهبر طبیعی نشان داد. در آخرین سال تحصیل در مدرسه، او سرپرست، مسئول تمام امور انضباطی خارج از کلاس درس و کاپیتان بسیار موفقی در بازی‌ها بود.

وایتهد - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

در سال ۱۸۸۰، وایتهد با بورسیه تحصیلی وارد کالج ترینیتی، کمبریج شد. او فقط در کلاس‌های ریاضی شرکت می‌کرد و علایقش به ادبیات، دین، فلسفه و سیاست صرفاً از طریق گفتگو پرورش می‌یافت. با این حال، تا ماه مه ۱۸۸۴ طول کشید تا به عضویت یک انجمن بحث نخبگان معروف به حواریون انتخاب شود. وایتهد در امتحان ریاضی (امتحان افتخاری) سال‌های ۱۸۸۳-۱۸۸۴ عملکرد خوبی داشت، بورسیه ترینیتی را دریافت کرد و به کادر ریاضی کالج منصوب شد. علاقه او به نظریه الکتریسیته و مغناطیس جیمز کلرک ماکسول (موضوع پایان‌نامه بورسیه او) به بررسی دقیق نمادگرایی و ایده‌های ریاضی گسترش یافت. او که تحت تأثیر آثار پیشگام در جبر مدرن قرار گرفته بود، مطالعه تطبیقی ​​دقیقی از سیستم‌های استدلال نمادین مرتبط با جبر معمولی را در نظر داشت. با این حال، او نوشتن رساله جبر جهانی (۱۸۹۸) خود را تا ژانویه ۱۸۹۱، یک ماه پس از ازدواجش با اولین ویلوبی وید، آغاز نکرد.

پیشینه او کاملاً به کلیسای انگلستان گره خورده بود؛ پدر و عموهایش به مقام کشیشی رسیده بودند؛ برادرش هنری نیز که بعدها اسقف مدرس (چنای امروزی) هند شد، به همین ترتیب. اما وایتهد، تحت تأثیر جان کاردینال نیومن، شروع به بررسی اصول کلیسای کاتولیک روم کرد. حدود هشت سال، او مطالب زیادی در مورد الهیات خواند. سپس کتابخانه الهیات خود را فروخت و دین را کنار گذاشت. این لاادری‌گری در جنگ جهانی اول دوام نیاورد، اما وایتهد دیگر هرگز عضو هیچ کلیسایی نشد.

وایتهد از سال ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۳ مشغول کار بر روی جلد دوم جبر جهانی خود بود، اما به دلیل مشغله در یک تحقیق مرتبط و بزرگ با برتراند راسل، آن را رها کرد. او هنگام بررسی بورسیه‌های ورودی کالج ترینیتی، متوجه استعداد راسل جوان شده بود. در سال ۱۸۹۰، راسل دانشجوی سال اول رشته ریاضیات در آنجا بود و وایتهد یکی از معلمان او بود. به تدریج این دو مرد با هم دوست صمیمی شدند. در ژوئیه ۱۹۰۰، آنها در اولین کنگره بین‌المللی فلسفه در پاریس شرکت کردند و در آنجا تحت تأثیر دقت ریاضیدان جوزپه پئانو در استفاده از منطق نمادین (منطق صوری) برای روشن کردن مبانی حساب قرار گرفتند.

در همان سال اول تحصیل در لندن، وایتهد اولین کتاب خود را برای مخاطبان گسترده، مقدمه‌ای بر ریاضیات (۱۹۱۱)، نوشت که هنوز هم یکی از بهترین کتاب‌ها در نوع خود است. در سال ۱۹۱۱، او به عنوان عضو هیئت علمی کالج دانشگاهی (لندن) منصوب شد و در سال ۱۹۱۴، استاد ریاضیات کاربردی در کالج سلطنتی علوم و فناوری شد.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *