“آژنگ نیوز”:داستان اجاره نشینی موسسه فرهنگی میراث مکتوب!یک نمونه از مشکلات کار و فعالیت فرهنگی و بویژه در زمینه ایرانشناسی است. در این نوشته اکبر ایرانی مدیر مجموعه میراث مکتوب نوشته است:

اخیراً نامه‌ای به دستم رسید که لازم دانستم برگی از کتاب خاطرات خود را که اگر عمر اجازه دهد و مجال برای چاپ آن مهیّا شود، مرور کنم.

« …. سال ۷۷ بود که برغم میلم به #انجمن_آثار_و_مفاخر_فرهنگی وابسته شدیم. دفتری بودیم وابسته به معاونت فرهنگی #وزارت_فرهنگ_و_ارشاد_اسلامی. تمام هوش و حواسمان به این بود که #مجله راه‌اندازی کنیم و #کتاب بیشتر چاپ نماییم. نمی‌دانم چه شد که شخصی ذی‌نفوذ به وزیر وقت، پیشنهاد تابعیت دفتر به انجمن مفاخر را داد. بناچار پذیرفتم. چندکتابی را با نام مشترک #میراث_مکتوب چاپ کردم. یک دستگاه #پیکان ثبت نام کردیم که پس از بازگشت به حال قبل، نتوانستیم از انجمن پس بگیریم! اما داستان اجاره از اینجا شروع شد. همان سال با مشارکت خَیِّرین واحد ۸ ساختمان فروردین را قسطی از انسانی شریف به نام دکتر کریم مصطفوی عضو هیئت رئیسه بیمارستان الوند خریداری کردم. آن ایام از درد #دیسک_کمر که گویی میخی در آن است، درخود می‌پیچیدم و با این حال از ساختمان جدید دیدن کردم.

چندی گذشت و با آمدن دولت و وزیر بعدی، ورق برگشت و مطلوب حاصل شد و وابستگی به انجمن که اصلاً هیچ عایدی برای ما نداشت، به #استقلال مجدد تبدیل شد.

میراث 1 - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

به برکت دولت جدید، سال ۷۸ مؤسسه به ثبت ادارۀ مراکز فرهنگی ارشاد و اداره ثبت شرکت‌ها رسید. #هیأت_امنا و #هیأت_مدیریه انتخاب شدند. من و جناب #احمد_مسجدجامعی که از مؤسسان بودیم، شدیم عضو هیأت امنا و ایشان رئیس. استاد دکتر #مهدی_محقق به ریاست انجمن مفاخر برگزیده شدند و با بازگشت مؤسسه موافقت کردند. حتی فرمودند: چه معنا دارد شما کتابی را با مَشقّت آماده و منتشر می‌کنید، اسم انجمن مفاخر در آن بیاید؟!

در این سال واحد جنبی را هم از محل فروش کتب مؤسسه به طور قسطی خریداری کردیم. دیوارها را برداشتیم، شد #تالار_کتابخانه و الان محل اجتماعات نشست‌های علمی و محفل انس دورهمی ماهانه #شوق_دیدار با اهل فرهنگ.

چندسال بعد، واحد ۱۶ در طبقۀ چهارم که متعلق به #شورای_گسترش_زبان_فارسی بود با موافقت دکتر #علی_جنتی که دولتش مُستَعجَل بود و زودگذر، در اختیار میراث مکتوب گذاشته شد. دو سال بعد وزیر جدید ارشاد، گزارشی از اماکن در اختیار وزارتخانه را به #سازمان_بازرسی_کل_کشور ارائه داد و از آن زمان برای واحد ۸ و ۱۶ که در اختیار میراث مکتوب بود، #اجاره با قیمت روز تعیین کردند!

حالا مؤسسه‌ای که خود از محل کمک وزارت ارشاد تأمین می‌شود و دار و ندارش متعلق به دولت است، باید از محلی که ندارد و البته کارش جز تولید محتوا و معرفی آثار کهن و کلاسیک ادب فارسی و متون کلامی و فلسفی و شیعی نیست و از مراکز معتبر و خوشنام فرهنگی کشور شده است و در جهان #ایران‌شناسی از معروف‌ترین‌هاست، راهی برای پرداخت اجاره‌بها پیدا کند تا بتواند به راه خود ادامه دهد! مؤسسه‌ای که صدها نفر از بزرگان در مدح و ستایش توفیقات علمی این مؤسسه دستخط به یادگار گذاشته‌اند.

البته جای سپاس دارد که از همان زمان، مبلغ اجاره در تخصیص سالانه دیده می‌شد، در عین‌حال، هر سال اجاره‌بها روزآمد می‌شد و ما هم هر ماه در پرداخت آن ناتوان‌تر. اکنون دوسالی است که امکان پرداخت نداشته‌ایم و سازمان بازرسی نامه داده و جلوی تخصیص بودجه مؤسسه را گرفته است.

آشفتگیِ روانِ مؤسس و بنیانگذار از اوضاع بحرانی زمانه و معلق بودن کارها از یک‌سو، تل‌انبار شدن #بدهی‌های_معوقه بابت #حقوق #محققان و #مصحِّحان و #مؤلفان، #چاپ و #کاغذ و #صحافی و… از سوی دیگر، حالا داستان اجارۀ ملکی که خودش از محل درآمدهایش خریده است، شده قوزبالاقوز و برای مدیرعامل کلافی سردرگم.

فکرم سخت مشغول بود و از فرصت استفاده کردم و این مطلب را در فاصله #مترو_تئاتر_شهر تا منزل نوشتم تا باشد ورقی دیگر برای علاقه‌مندان به میراث مکتوب تا بدانند ۳۲ سال کار و کوشش مستمر برای حفظ و بقا، با چه دشواری‌هایی همراه بوده است.

هزار نقش برآرد زمانه و نَبُود

یکی چنانکه در آیینۀ تصور ماست

انوری

۲۳ بهمن ۱۴۰۴

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *