“آژنگ نیوز”:ماجرای فروپاشی کانون خانواده برای انتقام از خرس!در تابستان سال ۱۳۵۰ خورشیدی رخ داد. در این سال یک مرد روستائی همسر ناپدید شده خود را پس از سیزده سال در تهران پیدا کرد .

او می گفت : سیزده سال پیش بدنبال یک مشاجره ، همسرم گوهر ناپدید شد. او شب را در انبارکاه خوابیده بود و صبح ، دیگر وی را ندیدم. هر جا را که میشناختم گشتم اما پیدایش نکردم ، تا اینکه امسال که برای دیدن پسرم به تهران آمدم گوهر را تصادفا دیدم .

پسرم فرزند گوهر نیست ، بلکه گوهر خاله اوست ، پس از مرک همسر اولم پدر زنم گوهر را به من داد تا بچه هایم بی سرپرست نباشند .

خرس - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

پسرم پنجسال است که در تهران کار می کند . ما در صحن حرم شاه عبدالعظیم به گوهر برخورد کردیم. او در این مدت در تهران در یک خانه کلفتی میکرد.

گوهر درباره فرار خود گفت : سیزده سال و چند ماه پیش ، یک شب که شوهرم به تهران آمده بود و من به جنگل رفته بودم ، گرفتار یک خرس شدم . دو روز بعد که شوهرم به ده بازگشت ، جریان را برایش گفتم، از آن پس نسبت به من ظنین شد و کینه همه خرسها را به دل گرفت . او میگفت : خرس نر چنانچه زنی را به دام اندازد به آسانی رهایش نمیسازد و قسمهای مرا که خرس بی آزار بود باور نمی کرد.

از آن پس کار او رفتن به جنگل و کشتن خرسها شده بود . هر خرسی را که میکشت لاشه اش را به ده می آورد تا من ببینم و تشخیص بدهم که همان خرس مورد نظر است یا خیر .

این حرکات ، مرا از زندگی بیزار کرده بود بطوریکه یک شب به او گفتم اگر بخواهد به این بد دلی خود ادامه دهد ، بهتر است طلاقم گوید و او مرا کتک زد . من شب را در انبار کاه خوابیدم و سپیده دم به کنار جاده آمدم تا به نزدیکترین شهر بروم ، اما اتومبیلی که مرا سوار کرد عازم تهران بود بین راه راننده اتومبیل به من پیشنهاد کرد که در خانه اش کلفت شوم و من قبول کردم و ازآن تاریخ کلفتی میکنم و به این لحاظ حاضر نشدم نزد شوهر خود بروم که تصور می کردم بد دلی او بیشتر شود و زندگی را بر من تلخ سازد.

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *