“آژنگ نیوز”:صنعت و یا هنر دوبله در ایران با رونق سینما و بویژه فیلمهای خارجی رونق گرفت.اولین سینما در ایران بنام گراندرسینما» بود که در سال۱۳۰۳تاسیس یافت . و بعد تعداد سینماها یکباره زیاد شد ، تا شهریور سال ۱۳۲۰ در محدوده ای از شهر (در مرکز تفریحی تهران) یعنی خیابان های لاله زارو اسلامیول شش سینما وجود داشت که عبارت بودند از:البرز – ایران – ملی – پارک مایاک (دیده بان) و همای و نیز چندین سالن پراکنده دیگر در جنوب غرب تهران بکار نمایش فیلم مشغول بودند.بعد از سال ۱۳۲۰ در قلمرو نمایش فیلمهای سینمائی تحولی بوجود آمد بدین معنی که در مدت زمانی کمتر از دوسال بیش از ده سینما در تهران برپا گردید.
درابتدا،به علت صامت بودن فیلم ها یک نقال در سالن میرفت و می آمد و چگونگی حوادث و کارهای قهرمانان فیلم را برای تماشاچیان تشریح میکرد و هنوز هم هستند کسانی که صدای گرم و جذاب این تقلایی سینمائی را شنیده اند و اغلب آنان معتقدبودند که آنچنان بیان این افراد صمیمی و خوش آیند بود که تماشاجیان در وهله اول برای دیدار «معجزه» فیلم می-آمدند و انگیزه بعدی آنان شنیدن صدای این گویندگان بود .

از راست به چپ پرویز بهرام .فهیمه راستکار و هوشنگ لطیف پور
در سال ۱۳۴۹ خورشیدی دوبله فیلم ها به اوج خود رسیده و در دو مسیر معین جریان داشت،یکی دوبله فیلمهای تلویزیونی و دیگر فیلمهای سینمائی .تلویزیون ملی ایران علاوه بر اینکه دارای تشکیلات دوبله بود از چند استودیوی دیگر هم برای این کار استفاده مینمود و بطور متوسط درهفته ۳۰ ساعت فیلم بزبان فارسی برگردانده میشد .
عیب کلی و مبهمی که در کار دوبله فیلم های سینمائی وجود داشت در برگردان فیلم های تلویزیونی نیزبه چشم میخورد آن شنیدن صدای یک چهره پرسناژهای متعدد در فیلمهای داستانی یا سریالهائی مختلف است . مردم که گوششان با طنین صدای یک چهره بخصوص آشنا شده بود، فردا همین صدا را از دهان قهرمان دیگری میشنیدند و چند ساعت بعد از زبان «قهرمان » دیگری،وقتی با یکی ازمدیران دوبلاژ دراین مورد صحبت شد او گفته که : این بدلیل کم بودن تعداد گویندگان است .یعنی ماجز تعداد معدودی گوینده زبردست کسی دیگری را در اختیار نداریم .
اما منتقدان پاسخ میدادند که : این بدلیل انحصار طلبی است یعنی دوستان گوینده دست کار دوست ندارند ،دست زیاد شود ،میخواهند کار بین خودشان بماند درست مثل معمار های یونان قدیم .
که باید چند صدای محدود را از دهان پرسناژهای مختلف بشنوند ؟ مثلا آقای جلیلوئد ، که دوبلور زیردستی بودند ، در فیلمها بجای آنتونی کوئین ، برت لنکسستر ، پل نیومن ، جیمز گارتنر ، راک هودسن ، پیتر اتول ، ماکسیمیلین شل ، ریچاردبرتون ، لارنس هاروی ، فردین ، بہروز وثوقی و خیلی از هنرپیشگان دیگر صحبت میکرد حالا خودتان کاراکتر و قیافه این افراد را با هم مقایسه بکنید و حال تماشاجی فیلم را بفهمید .
این تازه در مورد فیلمهای سینمائی بود، فیلمهای تلویزیونی که وضعی بدتر داشتند در یک سریال تلویزیونی ، یک نفر بجای چند نفر صحبت می کرد نمونه اش خانم « شکوفنده» که در فیلم « پیتون پلیس» بجای راشل ، آلیسون ، و کارولین و در کنار این نقشها در سریال کهکشان بجای هر سه بچه صحبت میکند.

تاجی احمدی
و در فیلم ویرجینیائی هم نقش صوتی دارد و تماشاچی تلویزیون که به سینما میرود،همین صدا را از دهان ژولیت در فیلم رومئو و ژولیت» زیر لب هم می شنود . جواب همان است که بود .
حالا باید به بررسی کیفیت دوبله نیز در سال ۱۳۴۹ خورشیدی اشاره کرد.در ایران واضح است که این صنعت (یا بقولی هنر که البته آقای پرویز بهر ام مخالف هنر بودن دوبله هستند)در ایران پیشرفت زیادی کرده است . در یک دوره،بعضی فیلم ها را هنرمندان ایرانی در ایتالیا دوبله میکردند که در این میان ،کار افرادی مثل حسین سرشار را نمیتوان نادیده گرفت ولی می بینیم که کار دوبله گاهی مستقلا روی فیلم تأثیر می نهد. بدین معنی که داستان را تغییر میدهند ، روابط را دگرگون میسازند ، گاهی به غلط لهجه های مختلف را در دهان پرسناژها میگذارند یا از زبان آنها وراجی های کتاب ، امانت داری میخواهد ؟ یکی از مدیران دوبلاژ جواب میدهد که : تغییراتی که در فیلم ها از طریق دگرگون کردن دیالوگ داده میشود ، دلایل مختلفی دارد .
مدیر دوبلاژ مجبور است بجای بیف استرو گانف مثلاً فستجان بگذارد تا مردم بشنوند ، و بطور کلی نمیتوان یک شوخی «بی مزه»و بسیار لوس آمریکایی را که شخصیت های فرعی فیلم با شینیدن آن از زبان قهرمان گاه گاه میخندند ، عیناً برای تماشاچی ایرانی بازگو کرد .
اما اگر کسی بخواهد دوبلور شود ،باید حداقل دیپلم متوسطه داشته باشد،مدتی کارآموزی کند و بعد اگر مورد قبول واقع شود ،بعضویت سندیکادرمی آید و با دریافت کارت مخصوص از مزایای آن برخوردار میشود .
در سال ۱۳۴۹ خورشیدی در ایران ۱۷۰ نفر به کار دوبله اشتغال دارند و دوبلورهای مشهور ایران عبارت بودند از آقایان اسماعیلی ، جلیلوند ، خسرو شاهی ، دوستدار و خانمها ژاله کاظمی ، تاجی احمدی ، فهیمه راستکار ، اگر نام کسانی دیگر را بیاوریم دلیل عدم شهرت آنان نیست بلکه یاری نکردن حافظه است و بس.

ژاله کاظمی
در آمد معقول
باید اشاره کرد که بعضی از این دوبلورها درآمد سرشاری دارند که غالباً بروز نمیدهند ، مثلا یکی از این دوبلورها برای صحبت کردن بجای یک هنر پیشه فیلم فارسی ، در حدود ۲۰ هزار تومان میگرفت در حالیکه برای همانقدر صحبت کردن در دوبله یک فیلم خارجی بیش از ۵۰۰ تومان نصیبش نمیشد .
در این زمان شهرت داشت که دوبلورها ،حصاری به دور خود کشیده اند و به آسانی کسی را به سندیکای خود راه نمیدهند گاهی یکروز،در چند استودیو بجای چند نفر صحبت می کردند و اینهم شانسی بود که یکنفر بتواند با خاصیت فیزیکی مطلوبی که داشت تنها از طریق حرف زدن پول در بیاورد .گرچه خیلیها از طریق چهچه زدن هم به نوا میرسیدند که بماند .
گروه تاریخ
