“آژنگ نیوز”:تقی ظهوری بازیگر قدیمی از سال ۱۳۱۱ خورشیدی فعالیت هنری خود را آغاز کرد. او خود در این خصوص در سال ۱۳۳۵ خورشیدی باصدای گرم و «تُن»؛ یکنواخت شروع بشمارش تعداد فیلمهایی که در آنها شرکت داشته است نموده و گفته: مشهدی عباد ـ دختر چوپان- میهن پرست – خواب وخیال ماجرای زندگی – فرزند گمراه- بوسه مادر عروس دجله – برای تو – پهلوان – مرجان که فیلمهای بوسه مادر و پهلوان ومرجان را هنوز نمایش نداده اند.
وبعد اضافه کرد که : از سال ۱۳۱۱ تاحال در عالم هنر من فعالیت می کنم ودر این ٢۴ سال بی اغراق در ٢۴ هزار لباس هنر نمائی کرده ام. ابتدا در تئاترهای آزاد که سالی یک بار در سالنهای معدود تهران روبراه میشد و خیلی هم مورد استقبال مردم واقع می گردید شرکت میکردم تا اینکه کلاس تآتر شهرداری، زیر نظر آقای دریابیگی افتتاح یافت ومن نیز جزو اولین دسته هنر – پیشگان این کلاس نام نویسی کردم.

متاسفانه کار این کلاس تا «مثل کار اپرای شهرداری ناتمام ماند وهمه هنرجویان دسته جمعی به هنرستان هنرپیشگی منتقل شدند. من دوره اول هنرستان را باموفقیت بپایان رساندم وسپس دیپلم هنرستان در یک قاب مستطیل «چوب گردو» جزو تزئینات اطاق پذیرائی ما قرار گرفت. نا گفته نماند در طول مدتی که در هنرستان هنر پیشگی درس می خواندیم؛ هفته ایی یکبار نیز در سالن کوچک هنرستان تآتر هائی ترتیب میدادیم که اکثر نمایشنامه های آنرا آقای سید علی خان نصر مینوشت و شخصاً کار گردانی آنها را بعهده می گرفت.
کم کم ، درسال ۲۳ شرکت سهامی تماشاخانه هنر تاسیس گردید و من باتفاق چند نفر از رفقا ، بتاتر مزبور رفتم مدت ۵ سال در این تاتر کار کردم سپس ، به تاتر فرهنگ (پارس، ملی) منتقل شده و در برنامه هائی که «نوشین » ترتیب داده بودشرکت کردم از تاتر فرهنگ بتاتر فردوسی رفتم و پس از دوسال مجددا از تاتر فردوسی بتاتر فرهنگ بر گشتم.
اما این مرتبه عزم رحیلم به اقامت دائم مبدل شد و تا سال ۱۳۳۵ خورشیدی ، بطوریکه میدانید تاتر پارس مانده ام و در بیشتر نمایشنامه های کمدی ودرام شرکت کرده راهی نسبتا مهمی را ایفامیکنم .مثلا تما شاچیان یکروز مرا در نقش منصور خلیفه عباسی ، روز دیگر در لباس سلطان بیک و بالاخره در نقش های خواجه حر مسرا بقال- کارمند دولت – سمسار و غیره می بینند گاهی آنها را میخندانم و گاهی چنان روی صحنه قیافه جدی میگیرم که هیچکس خیال نمی کند این جناب خلیفه همان سمسار پریشبی است که بر سر خرید آت و آشغال و پرده و شیشه و آفتابه ولگن با خا نه دارها چانه میزد.
تقی خان ظهوری در این زمان از اعضاء قدیمی و باصطلاح کار کشته دادگستری نیز بود. وچون سالها سروکارش با پرونده های قطور بوده ، در منزل نیز پرونده های مفصلی ترتیب داده و دراین پرونده ها نسخه های متعددی از پیس های چهل سال پیش را نگه داشته است تا هروقت این بیس ها مورد احتیاج کسی واقع شد بتواند با پرداخت حق الزحمه نا چیزی، آنها را مورد استفاده قرار دهد.
تقی خان ظهوری درعین حال که اهل شوخی و خنده و تاتر وموسیقی بود به اعتقادات مذهبی خود اهمیت زیادی میداد و در ایام ماه مبارک رمضان ، پشت صحنه افطارش را میکرد و بعد لباس میپوشید و روی «سن» میرفت تا رل خود را ایفانماید. حتی در شب های عاشورا و تاسوعا، تقی خان چند شب مرخصی میگرفت و با نیت پاک خالصا دستهارا بالا زده و برای «سمنوپزان» تهیه وتدارک میدیدو گوشه حیاط منزلش اجاق میساخت .
در سال ۱۳۳۵ خورشیدی تقی خان در حدود ۴۵ سال از عمرش می- گذشت و مرد عیال واری بود که زندگی زاق و زوق و عیالواری را مثل آتش بدون چاشنی، بی مزه ولوس میدانست – حالا معلوم نیست واقعا عقیده باطنی او همین بود یا اینکه «محظور داخلی» (ترس از زنش!!)داشت و مجبور بود که اینطور اظهار نظر ها را بکند .
گروه تاریخ
