“آژنگ نیوز”:مردی، که از شهر خود به تهران آمده بود تا از یک قمارباز حرفه ای که برادرش را به روز سیاه نشانده بود، انتقام بگیرد، در یک شب همه پول خود را باو باخت.در تابستان سال ۱۳۵۰ خورشیدی این مرد که پس از ورود به تهران در مسافرخانه ای واقع در بخش ۱۲ سکونت گزیده بود، اظهار داشت: چندی پیش برادرم برای خرید ماشین آلات به تهران آمد. در اینجا وسیله یکی از دوستانش با مردی قمارباز آشنا شد و در چند بازی همه پول خود را از دست داد و دست خالی بشهر مان بازگشت .من پس از شنیدن ماجرای او تصمیم گرفتم ،از این شخص انتقام بگیرم .چون در قمار کسی را حریف خود نمی دانستم.پس از رسیدن به تهران ،سراغ این مرد رفتم ،و بدون اینکه از ماجرای برادرم صحبت کنم .او را به مبارزه طلبیدم .در مدت هشت ساعت بازی ، همه پول مرا برد.

بطوریکه حتی پول تاکسی نداشتم که به مسافرخانه بازگردم.از او خواستم که پنجاه ریال بمن بدهد تا خود را به مسافرخانه برسانم. وقتی فهمید مسافر هستم گفت:یک قران هم نمیدهم .چرا باید قمار میکردی .از شنیدن این حرف ناراحت شدم .به او گفتم :که آمده بودم از تو انتقام برادرم را بگیرم .من می خواستم به همان ترتیبی که پول برادرم را بردی پولهایت را ببرم .اما حالا که باخته ام به نحو دیگری انتقام میگیرم.
حریف وقتی این مطلب را شنید ،کمی فکر کرد و گفت :پولت را پس میدهم تا بتوانی یکبار دیگر با من بازی کنی .اما نه در اینجا ،بلکه جای دیگر .قبول کردم .به اتفاق از محلی که بازی میکردیم خارج شدیم.
در خیابان یک تاکسی پیدا کردیم به راننده گفت برو شهرآرا .میان راه مقابل یک پاساژ از تاکسی خواست توقف کند تا او از داخل پاساژ سیگار برگ خریداری کند .راننده تاکسی قبول کرد .او وارد پاساژ شد و دیگر باز نگشت .پس از نیم ساعت توقف من و راننده تاکسی در تعقیب او وارد پاساژ شدیم ،معلوم شد که پاساژ دو در دارد. یکی خیابان شاه و دیگری خیابان امیر اکرم.
برای من دیگر شکی باقی نماند که کلاه سرم رفته است .به مسافرخانه بازگشتم ، اما پول نداشتم که تاکسی بدهم .و راننده تاکسی که حرف مرا باور نداشت .مرا با خود نزد مامور خیابان برد و او پس از اطلاع از وضع من ،پول تاکسی را پرداخت کرد .من شکست خورده به مسافرخانه رفتم و فردای آنروز به شهرم بازگشتم.
گروه تاریخ
