“آژنگ نیوز”:خاطره فراموش نشدنى یک دزد که در سال ۱۳۵۱ خورشیدی روایت شده است چنین است که وی میگوید:چندین سال پیش،برای دزدی به خانه‌ای درحوالی خیابان کرج رفتم .در آن موقع این محل کاملا خلوت بود ،ولی اینک(۱۳۵۱) دارای کوچه و خیابانهای متعددی است.

پس از ورود به خانه ،متوجه ناله زنی شدم ،دقت کردم ،فهمیدم که زن به درد زایمان دچار است و جز او و مادر شوهرش کسی درخانه نیست .این زن ضمن ناله های خود به مادر شوهرش می گفت : نمیدانستم که به این زودی وضع حمل خواهم کرد ،بی جهت شوهر را مطمئن ساختم و سرکار فرستادم.گفت و شنود این دو زن نشان میداد که شوهر زن حامله دریک کارخانه در «شیفت شب» کار می کند.

دزد - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

حرفهای این زن مرا آنچنان تحت تأثیر قرار داد که خود را به خیابان رسانیدم،اتومبیلی کرایه کردم ،به خانه موردنظر رفتم، خودرا یکی از همکاران شوهر زن حامله معرفی کردم و گفتم :چون شوهرتان نگران بود و از آن می ترسید که دچار درد زایمان شوید،مرا به اینجا فرستاد تا اگر مشکلی دارید کمک کنم .

زن خوشحال شد و بامن ومادرشوهرش از خانه بیرون آمد سوار اتومبیل شدیم و وارد بیمارستان گشتیم و تا لحظه ای که این زن به اطاق عمل منتقل شد،از بیمارستان بیرون نرفتم و همینکه مطمئن شدم دیگر خطری او را تهدیدنمی کند ، پی کار خود رفتم . چون می ترسیدم که شوهر این زن از باخبر شدن از ماجرا نسبت به همسرش ظنین شود،جریان را روی کاغذی نوشتم ،به خانه آنها رفتم و کاغذ را در اطاق چسباندم … این خاطره را هیچگاه  فراموش نمی کنم .

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *