“آژنگ نیوز”: آدامس جویدنی مورد علاقه مردم یکی از آن چیزهایی است که ما تمایل داریم آن را بدیهی بدانیم. چه آن را بجویم چه نجویم، اکثر ما روزانه با آن سروکار داریم. این چیزهایی است که بچهها در ملاء عام از علاقه اشان به آن میگوبند،یا سلاح مخفی در برابر بوی سیر که در کیفهایمان پنهان میکنیم.
اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که از کجا می آید؟ باستان شناس مایاها، جنیفر پی ماتیوس توضیح می دهد، آدامس برای صدها سال در این قاره به شکل چیکل وجود داشته است، رزینی که از درخت ساپودیلا در جنوب مکزیک و آمریکای مرکزی استخراج می شود. رزین معادل درخت با چسب طبیعی است که به منظور تشکیل یک لایه محافظ بر روی بریدگی های پوست است. (همان اصل لاستیک – هر دو لاتکس هستند.) مایاها و آزتکها مدتها پیش متوجه شدند که با بریدن پوست به صورت استراتژیک، میتوانند این رزین را جمعآوری کنند و از آن ماده جویدنی بسازند.
مایاها آن را می پختند و خشک می کردند تا به “چا” تبدیل شود، که ماتیوس می گوید: “تشنگی را فرو می نشاند و گرسنگی را از بین می برد” و آزتک ها عملکرد چیکل را به عنوان یک خوشبو کننده نفس تشخیص دادند. با این حال، جالب اینجاست که به نظر میرسید آزتکها جویدن آدامس عمومی را برای بزرگسالان، بهویژه مردان، از نظر اجتماعی غیرقابل قبول میدانستند.

ماتیوس مشاهدات مبلغان اسپانیایی قرن شانزدهم برناردینو دو ساهاگون را نقل می کند: “همه زنانی که ازدواج نکرده اند در ملاء عام چیکل می جوند. همسرش هم چیکل می جود اما نه در ملاء عام… با آن بوی بد دهان یا بوی بد دندان های خود را از بین می برند. بنابراین چیکل را می جوند تا نخورند.
ساهاگون در ادامه فاش می کند که زنان بالغی که جرأت جویدن چیکله را در ملاء عام داشتند به عنوان زنان بد تلقی می شدند، در حالی که مردانی هم که این کار را انجام می دادند «زن» تلقی می شدند.
البته همانطور که کارشناسان اشاره می کنند، مایاها و آزتک ها اولین فرهنگ های جهان برای جویدن آدامس نبودند. پلینی بزرگ در مورد ماده ای از گیاه به نام ماستیک نوشته است که توسط یونانیان باستان جویده شده (یا جویده می شود) و شواهد باستان شناسی نشان می دهد که جویدن تار پوست درخت غان هزاران سال پیش در میان جوانان اسکاندیناوی رواج داشته است. فرهنگهای بومی آمریکای شمالی رزین درخت صنوبر را میجویدند، و مهاجران اروپایی این عادت را انتخاب کردند و از آن استفاده کردند. اما هیچ یک از آن چیزها آدامس های رایجی نیستند که امروزه می شناسیم.
این دوباره به چیکل برمی گردد، و یک مخترع آمریکایی به نام توماس آدامز پدر، که به نوعی (تاریخ مبهم است) از طریق ارتباط با رئیس جمهور تبعیدی مکزیک، ژنرال آنتونیو لوپز د سانتا آنا، منبع چیکل به دست آورد. آدامز و پسرانش ابتدا سعی کردند چیکل را به یک ماده صنعتی مفید مانند لاستیک تبدیل کنند، اما در نهایت به ایده بهتری دست یافتند – جوشاندن و چرخاندن آن به تکههای آدامس. ماتیوس می نویسد: “آنها اولین دسته خود را در داروخانه محلی در عرض چند ساعت فروختند و تصمیم گرفتند وارد تجارت تولید شوند.” “در اواخر دهه ۱۸۸۰، آدامس به طور گسترده ای فروخته می شد… آنها روزانه پنج تن آدامس تولید می کردند.
تقریباً در همان زمان، صابونفروش جوانی به نام ویلیام ریگلی یک ترفند بازاریابی هوشمندانه ارائه کرد: شرکت او به فروشندگانی که سفارشهای بزرگ صابون میدادند آدامس رایگان میداد. وقتی متوجه شد که “آدامس از خود صابون محبوب تر است”، شغل خود را تغییر داد. قبل از اینکه شرکت ویلیام ریگلی جونیور واقعاً شروع به کار کرد، چندین شروع اشتباه و یک کمپین تبلیغاتی عظیم طول کشید، اما زمانی که وی در سال ۱۹۳۲ درگذشت، وی یکی از ثروتمندترین مردان کشور بود. به طور متوسط یک آمریکایی تا دهه ۱۹۲۰ سالانه ۱۰۵ آدامس می جوید و تقاضای زیادی برای چیکل ایجاد کرد.
با افزایش ثروت آدامز، ریگلی و دیگر بزرگان آدامس، بسیاری از جوامع آمریکای لاتین به زودی بهای آن را خواهند پرداخت: کارگران مکزیک، گواتمالا و بلیز شدیداً به شرکتهای آمریکای شمالی که محصولاتشان را میخریدند وابسته شدند و نوسانات در قیمتها و نرخ خرید تأثیر زیادی بر اقتصاد کشورهایشان گذاشت.
تمدن مایاها که امروزه نیز به تأثیر خود ادامه می دهد.» همانطور که اغلب اتفاق می افتد، اشتهای انسان بر منابع طبیعت برتری داشت. روشهای برداشت ناپایدار که برای افزایش محصول استفاده میشد، حداقل یک چهارم از درختان ساپودیلا مکزیک را تا اواسط دهه ۱۹۳۰ از بین برد و دانشمندان کاهش کل جنگلها را در طی چهار دهه پیشبینی کردند.
خوشبختانه برای درختان (اما متأسفانه برای اقتصادهای آمریکای لاتین)، تولیدکنندگان آدامس به زودی شروع به روی آوردن به پایههای مصنوعی ارزانتر از نفت، موم و سایر مواد کردند.
گروه گزارش
