یک دستاورد همایش بینالمللی عرس بیدل تعمیق ارتباط فارسی زبانان بوده است. این نکته ای است که اکثر شرکت کنندگان در این همایش بین المللی به آن اشاره کردند.پروفسور شریف حسین قاسمی در این خصوص گفت: نتیجه برگزاری مراسم عرس بیدل نهتنها انقلابی در شناساندن بیدل میشود، به بهترشدن روابط کشورهای علاقهمند به این شاعر و زبان پارسی مدد میرساند.
در مراسم ششمین همایش بینالمللی عرس بیدل که با حضور پژوهشگران و بیدلشناسانی از کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، هندوستان، ازبکستان، روسیه و آلبانی و نیز تنی چند از سفیران از جمله نظامالدین زاهدی سفیر تاجیکستان در ایران، علیاصغر شعر دوست رایزن اسبق ایران در تاجیکستان و مدیران مجموعههای فرهنگی دولتی و خصوصی و فعالان فرهنگی هنری برگزار شد، پروفسور شریف حسین قاسمی از هندوستان از اهمیت برگزاری همایش بینالمللی عرس بیدل سخن گفت.
وی عنوان کرد: من با کیاسری آشنایی قدیمی دارم و یادم است که چند سال پیش به هند آمد؛ و این مراسم عرس بیدل را در هند برگزار کرد و در آن مراسم تعداد زیادی از افراد علاقهمند به بیدل حضور داشتند. بعد از برگزاری مراسم عرس بیدل در دهلی، توجه ما هندیها را به بیدل بیشتر کرد و به ما یادآوری شد که باید به این شاعر توجه بیشتری کنیم. در هر شهر بزرگ و دانشگاهی که رشته زبان فارسی برقرار است یک انجمن شعر بیدل شکل گرفت و در آن مراسم ادبی و پژوهشی درباره بیدل به طور مرتب انجام میشود. در خانه فرهنگ ایران در دهلی هم، هر ماه یک مراسم با حضور علاقهمندان بیدل برگزار میکنیم.

این استاد هندی افزود: ما در هند شورایی به نام شورای ملی امور جهانی داریم که تحت نظر وزارت خارجه فعالیت میکند که ارتباطی با زبان و ادب فارسی ندارد. اما روزی رییس آن شورا را ملاقات کردم که قبلاً سفیر هندوستان در پاکستان و کشورهای دیگر بود. ایشان از من خواست که کتابی در مورد بیدل بنویسم. بعد از تعجب من از این سفارش به من گفت: قبل از اینکه من رییس شورا شوم، هر هیأت رسمی که از ایران و سایر کشورهای فارسی زبان به کشور ما میآید، میخواهند مزار بیدل را ببینند. ما به این نتیجه رسیدهایم که اگر کار ارزشمند و ماندگاری برای بیدل انجام دهیم و به این هیأتها اهدا کنیم، حتماً در روابط ما تأثیرگذار بوده و به این کشورها نزدیکتر خواهیم شد. بنابراین معتقدم نتیجه برگزاری مراسم عرس بیدل نهتنها انقلابی در شناساندن بیدل میشود، به بهترشدن روابط کشورهای علاقهمند به این شاعر و زبان پارسی مدد میرساند.
هادی سعیدی کیاسری، دبیر ششمین عرس بیدل و رییس بنیاد بیدل نیز در این مراسم گفت: امیدوارم که همچنان که شاعر گفته «از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند» در این مجلس معنوی بهرغم اینکه کثرت نداریم؛ اما کیفیت بسیار بالایی داریم، صداهایمان به هم برسد؛ و «تنها صدا، صدا، صداست که میماند» بهرغم همه موانع و مشکلاتی که بود، به همت کانون بیدل بهمثابه یک تن واحد، موسسه تاریخ تمدن، کانون ادبیات ایران، اداره کل فرهنگی شهرداری و با کمک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهایی که در امور فرهنگی دستی دارند، اصرار داشتیم که این همایش برگزار شود؛ و بالطبع در شرایطی که ما سیطرهای بر آن نداشتیم، شرایط بهگونهای رقم خورد که بر کمیت ما هم تاثیر گذاشت؛ اما این جمع، جمع فرهیخته، نخبه، دانشور و فاضل ایرانی است؛ و هرکدام از ارجمندانی در این مجلس حضور دارند، استادانی هستند که در جهان ادب مثل خورشید میدرخشند؛ و نخبگان جوانی که تحقیقات قابل توجهی عرضه کردهاند؛ و در کنار هم میتوانند یک عرس درخشان را بسازند.
رییس بنیاد بیدل در ادامه تصریح کرد: قرار است از این به بعد، عرسها در هجدهم آذر مقارن با سالمرگ شمسی بیدل برگزار شود و در مراسم بعدی از سردیس بیدل که قرار بود از پاریس بیاید و متأسفانه به این دوره نرسید، رونمایی خواهد شد. ضمن اینکه شهرداری تهران هم وعده نامگذاری یکی از خیابانها و یا میدانهای تهران به نام بیدل را دادهاند و اندازه بزرگ آن تندیس (سردیس) هم در جای مناسبی نصب خواهد شد.
ابراهیم خدایار، پژوهشگر و مدرس زبان و ادبیات فارسی از ایران نیز در این مراسم گفت: در نظام هستی چهار هسته کلی از دانی تا عالی شامل جماد، نبات، حیوان و انسان وجود دارد. در این کیهانشناسی سلسله مراتبی انسان بالاترین موجود نظام هستی است. فلاسفه و جهان اسطورهای از گذشته تا امروز، انسان را حیوان ناطق، زنده گویا یا زنده میرا و مهمترین ویژگیاش را اندیشیدن و سخنگویی دانستهاند. من فکر میکنم برخی از مکانها یا اشیا بهویژه زیستبومهایی که برچسب فرهنگی به خود گرفتهاند در این نظام سلسلهمراتبی دچار دگردیسی میشوند و مرتبهشان تغییر میکند. اینجا مکان شهرها از یک امر منفعل یا ابژه خود را آزاد میکنند و به مقام فاعلیت یعنی سوژه پر میکشند؛ چراکه در فرهنگ خود از نمادهای هزارانساله تمدنی خود آینگی میکنند. درنتیجه خود را از شیئی که دائماً مورد مطالعه قرار میگیرد، به مطالعهکننده و فاعل شناسا ارتقا میدهد و دائم با مخاطب خود با زبان بیزبانی سخن میگویند. ما در شناخت فرهنگ آریایی تبارها و جوامع فارسی زبان با چنین شهرهایی مواجه هستیم؛ و در بازشناسی عناصر و اضلاع هویتی این جوامع، نمیتوانیم بهآسانی از این شهرها بگذریم. زبان و مکان در این سوژهها فعالانه با مخاطب خودش صحبت میکند و در شکل دهی به هسته مرکزی هویت فرهنگی آنها نقش دارند و در خودآگاهی فرهنگی و ملی آنها هویتساز هستند.
او در تبیین «مکانسوژه» عنوان کرد: میتوان به داستان کوتاهی از مولانا گریز زد که تمثیلوار معشوقی از عاشقی پرسید که کدام شهر از همه شهرها برتر است و پاسخ شنید آن شهری که دلبر در آن ساکن است. در این چشمانداز من فکر میکنم شهرهای خوارزم و سغدیان و تخت جمشید و تیسفون، اصفهان و شیراز و ری و نیشابور، سمرقند و بخارا و ترمذ و فرغانه، خجند و ختلان و تبریز و هگمتانه، لاهور و دهلی و کشمیر، گنجه و قونیه، و هرات و غزنه و بلخ و کابل پس از تماس با هویت پارسیزبانان هویت گفتمانی جدیدی پیدا کرده و به قول روانشناسان دوباره متولد شدند و صدالبته خاصیت زایایی را برای همیشه در خود حفظ کردند. به شهرها نباید به خواری نگریست. پاسداشت کانونهای ادبی و مکان شهرهای فرهنگی، پاسداشت روح زایایی است که تخم باروری را در جان شیفتگانش میپراکند تا نهال زندگی جاوید را به آنها ارمغان دهد. دهلی که میزبان بیدل دهلوی و مانند اوست، یکی از همین شهرهای تاریخی است که ما میتوانیم بگوییم دردانه این شهرها است.
جعفر محمد ترمذی، استاد دانشگاه تاشکند ازبکستان نیز در این همایش گفت: من حدود ۱۲۰ سال بیدلشناسی در ازبکستان را مرور کردهام. بیدلشناسی یکی از مهمترین بخشهای فرهنگی ازبکستان بوده است. تا امروز بیدلخوانی ازبکستان را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: مرحله اول از ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰؛ و مرحله دوم از ۱۹۵۰ تا استقلال ازبکستان و مرحله سوم از مستقلشدن ازبکستان تا امروز را شامل میشود که هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارد.
“ششمین عرس بین المللی بیدل دهلوی” در ۲۱ و۲۲ دیماه سال ۱۴۰۴ خورشیدی با حضور برترین استادان زبان فارسی در داخل و خارج از کشور و پژوهشگران برجسته داخلی در محل سالن همایشهای هتل لاله تهران برگزار شد.
گروه گزارش
