“آژنگ نیوز”:تنها بازمانده از اولین تیم ملی رسمی فوتبال ایران که در سال ۱۳۹۲ با او یک گفتگو انجام شد قربانعلی تاری بود.او در این گفتگو به خوبی وضعیت فوتبال ایران را در بیش از هشتاد سال قبل روشن میکند.

** ابتد از خودتان بگویید… چه شد در روزهایی که فوتبال هنوز در ایران رواج پیدا نکرده بود، به این رشته وارد شدید؟

– من در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمدم و تمام تحصیلاتم نیز در این شهر بوده است. زمان ما دبستان و دبیرستان به وسعت الان نبود. من به دارالفنون و دارایی رفتم. از ۹سالگی به ورزش علاقه داشتم و با کاج و توپ‌های کوچک بازی می‌کردم. به دبیرستان که رفتم گفتند بسکتبال بازی کن و من در این رشته تا تیم تهران هم رفتم، اما شاهینی‌ها تشویقم کردند و گفتند پنجه‌هایت قوی است و می توانی دروازه‌بانی کنی. سال ۱۳۲۵ بود که به فوتبال روی آوردم. آن موقع افرادی مثل امیر عراقی، جعفر کاشانی و همایون بهزادی بچه بودند. دکتر امیر عباس اکرامی شش، هفت تیم فوتبال با عنوان‌های “شهباز” ، “پرستو” ، “چلچله” و “شاهین” تشکیل داده بود و همه آنها در زمین امجدیه بازی می‌کردند. من از همان ابتدا به تیم شاهین رفتم.

تاری۱ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

* از چه زمانی وارد تیم ملی شدید؟

– آن موقع تیم ملی وجود نداشت. سال ۱۳۲۹ تیمی از پاکستان آمد و من که دو سال بود در تیم دارایی بازی می کردم را برای دروازه‌بانی به تیم ملی دعوت کردند. این بازی در امجدیه برگزار شد و من آنقدر خوب بازی کردم که در تیم ملی تثبیت شدم. البته بازی ما مقابل پاکستان با عنوان تیم ملی نبود و ما با بازیکنان تهرانی به مصاف آنها رفتیم، چون هنوز تیم ملی تشکیل نشده بود.

* پس اولین تیم ملی از چه زمانی تشکیل شد؟

– سال۱۳۲۹ هواپیمایی از ترکیه به ایران آمد و بازیکنان ایرانی را با خود به استانبول برد. تیمی که از تهران به استانبول رفت، واقعا تیم ملی بود. ما ابتدا یک بازی در استانبول انجام دادیم و آبروریزی هم شد و باختیم. به هر حال در روز ملی ترکیه به آنجا رفته بودیم و آنها تصمیم گرفتند که دیگر در استانبول بازی نکنیم، به همین دلیل بازی دوم در آنکارا برگزار شد. در آنکارا هم با نتیجه‌ پر گلی باختیم، چون تیم بسیار ضعیف بود.

تاری۳ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

با این حال با اطمینان می‌توان گفت تیمی که در ترکیه بازی کرد اولین تیم ملی ایران بود. ما بعد از این بازی در اولین دوره مسابقات آسیایی در هند حاضر شدیم. برای این بازی‌ها نیز “کارلوس” اسپانیایی را به همراه “آقا حسینی” برای دروازه‌بانی انتخاب کرده بودند، اما بعد دیدند که کارلوس تابعیت ایرانی ندارد و به سراغ من آمدند. بنابراین مسابقات هند دومین فرصتی بود که تیم ملی فوتبال ایران برای بازی پیدا کرد. در این بازی‌ها شش تیم حضور داشتند و ما سه بازی انجام دادیم که من یک بار درون دروازه‌ تیم ملی ایستادم. ما در این بازی دوم شدیم و هند هم اول شد.

* در جست‌وجوهایم دیدم که اولین بازی تیم ملی مقابل افغانستان بود. پس چه تیمی با افغان‌ها بازی کرده بود؟

– تیمی که با افغانستان بازی کرد، تیم تهران بود. بازیکنی مثل عباسی، چلنگر، غریب و رهبری در تیم تهران بازی می‌کردند که همه از تهران بودند، اما تیم ملی، یعنی تیمی که از کل کشور تشکیل شود. این تیم همان طور که گفتم برای بازی با ترکیه تشکیل شد و افرادی مثل برومند، نوری فرزانه، منصور حاجیان و … از شهرستان‌ها آمدند. همه این‌ها فوت‌ کرده‌اند. دکتر مسعود برومند نیز آخرین کسی بود که از دنیا رفت. او یکی از ستاره‌های فوتبال ایران بود که سال‌ها کاپیتانی تیم ملی را بر عهده داشت.

تاری۴ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

* تا چه زمانی فوتبال حرفه ای را دنبال کردید؟

– من چهار سال در تیم ملی بودم و مهم‌ترین بازی که داشتیم با ترکیه بود. سپس با پاکستان بازی کردیم. در افغانستان و شوروی هم چند بازی داشتیم. برخی تیم‌ها هم که تیم ملی نبودند، به تهران می‌آمدند و با عناوین مختلف با ما بازی می‌کردند. اما در سال ۱۳۳۴ با تیم تاج به عراق سفر کردیم و من در یکی از بازی‌ها زانویم شکست. می خواستم پایم را از زانو ببرند، اما اجازه ندادم، سپس من را به بیمارستان آبادان بردند. در آبادان هم زیر بار عمل نرفتم. حسین مبشر، رییس فدراسیون فوتبال بود. او مرا به تهران آورد و این جا به معالجه پرداختم. یادم می‌آید روزنامه‌ها نوشتند تاری می‌تواند دوباره به فوتبال بازگردد، اما هنگامی که دوباره برای اولین بار به زمین رفتم احساس کردم جسارت قبلی را ندارم و همان جا محترمانه کنار کشیدم.

* از سال‌های حضورتان در تاج بگویید.

– من سه سال در استقلال یا همان تاج سابق بودم. بین خودمان بماند یک سال هم به پرسپولیس رفتم (با خنده). بعد از آن چهار سال دبیر فدراسیون فوتبال شدم و چهار سال هم نایب رییس بودم. ضمن این که من را به عنوان اولین مفسر ورزشی تلویزیون می‌شناسند. اولین بار که تلویزیون ملی در سال۱۳۳۴ افتتاح شد من را به عنوان مفسر ورزشی انتخاب کردند. کادر تلویزیون که امروز هزاران نفر کارمند دارد، آن موقع با سه، چهار نفر اداره می‌شد. من نیز باید تمام ورزش‌ها را تفسیر می‌کردم، حتی کشتی. قهرمان کشتی را می‌آوردم و کنارم فنون را می‌گفت و من هم تایید می‌کردم (با خنده) اما بعضی از مسابقات مثل تنیس را اصلا نمی توانستم گزارش کنم. یک بار حرفی نداشتم بگویم و زمانی که بازی متوقف شده بود گفتم بله؛ این درخت ها چقدر زیباست! بعد عذرم را خواستند و پرسیدند این کار تعمدانه بود یا نه.

یک مسابقه بسکتبال هم در دانشگاه تهران با یکی از تیم‌های آمریکایی را گزارش کردم. حسین صدقیانی که فوتبال را به ایران آورده بود نیز در این بازی در کنارم گزارش می‌کرد. این را هم در پرانتز بگویم چند نفر رشته‌های مختلف را به ایران آوردند. محمودپور به کشتی پر و بال داد. فریدون شریف زاده برای بسکتبال زحمت کشید و سرابی هم در امجدیه برای شنا تلاش می‌کرد، بگذریم. حسین صدقیانی که گفتم فوتبال را به ایران آورده بود، در روز برگزاری بازی بسکتبال روی آنتن گفت که “حضور مهمانان عزیز خیرمُقََدم عرض می‌کنم!” این نیز یکی از خاطره‌های من در تلویزیون بود که برایم ماند.

* در بازی‌های دو تیم تاج و پرسپولیس هم حضور داشته‌اید؟

بله. اما من بیشتر در تاج بودم. چهار بار مقابل پرسپولیس بازی کردم و یک بار هم مقابل تاج. آن زمان بازی‌ها بیشتر سیاسی بود. یادم می‌آید یک بار که در تاج بودم بر سر همین موضوع‌ها قهر کردم. یادش بخیر. محمد و محمود بیاتی، حاتمی و کوزه‌چی در تاج بازی می‌کردند. آن موقع۱۰هزار نفر در امجدیه جمعیت می‌آمد.

تاری۲ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

* از مسئولان ورزش و فدراسیون فوتبال تا به حال سراغ‌تان آمده‌اند؟

– من هیچ گاه با افراد فدراسیون تماس نداشته‌ام و هیچ پیشنهادی هم به من نداده‌اند. تنها یک بار ناصر نوآموز را در خیابان دیدم. او به من گفت بیا به عنوان کاندیدای ریاست فدراسیون نام‌نویسی کن. اما من که آدمی نبودم برای این کارها خودم را جلو بیندازم. آن‌ها برای خودشان کمیته پیشکسوتان دارند که هیچ کدام‌شان من را نمی‌شناسند. اصلا پیشکسوتی که من را نشناسد پیشکسوت نیست! یک بار فقط روزنامه استقلال پیشنهاد داد تا در تحریریه‌اش کار کنم اما دیدم پیشنهادشان جنبه تعارف دارد. چند جلسه هم برای پیشکسوتان برگزار کردند اما من دعوت نشدم. به رویم هم نیاوردند. 200 نفر دعوت می‌کنند اما کدام‌شان پیشکسوتند؟ یکی گفته من اولین مدافعم. دیگری می‌گوید من اولین دروازه‌بانم. اگر کسی ادعایی دارد، من با این عکس‌ها جوابش را می‌دهم. اولین تیم ملی از بازی با ترکیه تشکیل شد و هیچ کدام از اعضای آن زنده نیستند.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *