“آژنگ نیوز”:چرا در اروپا هنر هدف اصلی جرایم سازمانیافته است؟کارشناسان تخمین زدهاند که سالانه بین ۲ تا ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی پولشویی میشود. در حالی که پولشویی از طریق هنر تنها یکی از روشهای بسیار است، صنعت هنر به دلیل عدم شفافیت و مکانیسمهای ارزشگذاری ذهنی که اغلب با سفتهبازی گره خوردهاند، متمایز است. این امر آن را به یکی از بازارهایی تبدیل میکند که از نظر تلاش برای مهار پولشویی، کمترین نظارت بر آنها اعمال میشود. در واقع، پس از قاچاق مواد مخدر و اسلحه، تجارت آثار هنری به عنوان پرسودترین منبع تأمین مالی برای فعالیتهای غیرقانونی رتبهبندی میشود.
در سال ۲۰۰۷، یک نمونه قابل توجه مربوط به یک نقاشی از ژان میشل باسکیا رخ داد. این اثر هنری با فاکتوری که ارزش آن را تنها ۱۰۰ دلار (۸۲ یورو) اعلام میکرد، از گمرک عبور کرد، در حالی که ارزش واقعی آن ۸ میلیون دلار (۶.۸ میلیون یورو) بود. در پشت این معامله، یک طرح پولشویی وجود داشت که توسط یک بانکدار سابق برزیلی ترتیب داده شده بود. این پرونده نشان میدهد که چگونه بازار هنر، به دلیل ماهیت خود، میتواند در قلب فعالیتهای غیرقانونی قرار گیرد. یک ماشین روغنکاری شده پولشویی فرآیندی است که منشأ وجوه غیرقانونی به دست آمده را پنهان میکند تا آنها را مشروع جلوه دهد. هدف ساده است: تبدیل «پول کثیف» که نمیتوان آشکارا از آن استفاده کرد، به «پول تمیز» که به طور یکپارچه با اقتصاد قانونی ترکیب میشود. در دنیای هنر، سازمانهای جنایی از تاکتیکهای جاافتادهای، مشابه تاکتیکهای مورد استفاده کارتلهای مواد مخدر مکزیکی در تجارت فنتانیل، استفاده میکنند.

هنر دو نقش کلیدی در طرحهای جنایی ایفا میکند. اول، به عنوان منبع مستقیم درآمد غیرقانونی از طریق تولید آثار تقلبی یا فروش آثار دزدیده شده عمل میکند. دوم، به عنوان ابزاری برای پولشویی عمل میکند: آثار هنری معتبر برای تمیز کردن وجوه غیرقانونی خریداری و دوباره فروخته میشوند. فرآیند پولشویی در سه مرحله انجام میشود: سرمایهگذاری، لایهبندی و ادغام. سرمایهگذاری شامل تبدیل پول کثیف به وجوه سپرده شده در حسابهای بانکی است. به عنوان مثال، مجرمان ممکن است آثار هنری را با پول نقد خریداری کنند و سپس آنها را دوباره بفروشند و از خریدار جدید از طریق حواله بانکی وجه را مطالبه کنند. این اغلب به رشوه دادن به افراد داخلی در گالریها، حراجیها یا بنادر آزاد متکی است. لایهبندی در مورد جابجایی پول سرمایهگذاری شده از طریق چندین حساب برای پنهان کردن رد آن است. بازار هنر به دلیل گمانهزنی در مورد انواع خاصی از آثار هنری و حراجیها که میتواند قیمت آثار هنری را به طور غیرمنطقی افزایش دهد، در این مرحله از پولشویی مورد توجه ویژه قرار میگیرد. این امر به مجرمان اجازه میدهد مبالغ زیادی پول را در تعداد محدودی از معاملات بدون جلب توجه سرمایهگذاری کنند. در نهایت، ادغام به معنای سرمایهگذاری مجدد پولهای شسته شده در داراییهای قانونی، اغلب از طریق شرکتهای صوری، برای تکمیل چرخه است.
اولین حلقه در زنجیره فعالیت غیرقانونی اغلب شامل تولید آثار هنری تقلبی یا فروش آثار مسروقه است که هر دو وجوه مناسبی برای پولشویی ایجاد میکنند. یک نمونه قابل توجه، یک عملیات بزرگ اروپایی در سال ۲۰۲۴ است که اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و بلژیک را در بر میگیرد. مقامات بیش از ۲۰۰۰ اثر هنری معاصر تقلبی را توقیف کردند که منجر به ضرر تخمینی ۲۰۰ میلیون یورو شد. یکی دیگر از آسیبپذیریهای حیاتی زمانی بروز میکند که آثار هنری از طریق پلتفرمهای فروش مانند گالریها یا نمایشگاهها دست به دست میشوند. این خطر به ویژه در فروشهای خصوصی، جایی که منشأ و هویت فروشنده به ندرت عمومی میشود، برجستهتر است. فقدان شفافیت، فرصتهای مناسبی را برای مجرمان ایجاد میکند تا با پنهان کردن منشأ و تاریخچه مالکیت اثر هنری، پولشویی کنند. در نهایت، در انتهای زنجیره ارزش، اغلب از شرکتهای صوری برای خرید آثار هنری استفاده میشود، بنابراین ذینفع واقعی پنهان میشود و ردیابی منشأ وجوه برای مقامات دشوار میشود.
در سطح کشورهای عضو، اقدامات ملی، تحریمهای ضد پولشویی را در بازار هنر تقویت کردهاند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، قانون پیشنهادی یکپارچگی بازار هنر با هدف اعمال تعهدات خاص بر بخش هنر در مورد مبارزه با پولشویی، تأیید هویت مشتری، ثبت دقیق سوابق، نظارت بر تراکنشهای بیش از ۱۰۰۰۰ دلار و گزارش فعالیتهای مشکوک به وزارت خزانهداری ایالات متحده است. افزایش آگاهی عمومی موزهها نیز نقش مهمی دارند، به ویژه در افزایش آگاهی عمومی. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۴، نمایشگاهی در میلان بیش از ۸۰ اثر هنری مرتبط با جرایم سازمانیافته، از جمله آثار سالوادور دالی و اندی وارهول، را به نمایش گذاشت تا موضوع قاچاق بینالمللی هنر را روشن کند. به دلیل پیچیدگی و ابهام، بازار هنر زمینه مناسبی برای فعالیتهای پولشویی است. اگرچه پیشرفتهای اخیر در حوزه مقررات، پیشرفت قابل توجهی را نشان میدهند، اما برای غلبه بر نقاط ضعف زنجیره ارزش هنر، از جمله عدم شفافیت، فساد و شکافهای نظارتی در بنادر آزاد، که تنها چند نمونه از آنها هستند، کافی نیستند. ما امیدواریم که اهمیت هنر – به خودی خود، در نظر شهروندان و از نظر قدرت نرم آن – مقامات دولتی را تشویق کند تا ابزارهای اقدام خود را تقویت کنند و در عین حال فرهنگ واقعی شفافیت و پاسخگویی را برقرار سازند.
گروه گزارش
