“آژنگ نیوز”:چرا امپراتوری روم سقوط کرد؟این یکی از بحثبرانگیزترین سوالات در تاریخ جهان است: چرا امپراتوری روم سقوط کرد؟ پاسخ ساده نیست، زیرا روم در یک لحظه سقوط نکرد. در عوض، زوال امپراتوری روم غربی یک فرآیند طولانی و پیچیده بود که توسط فشارهای داخلی و خارجی بسیاری شکل گرفت.
مشکلات اقتصادی
اقتصاد روم در قرنهای دوم و سوم شروع به تزلزل کرد. طاعونی مانند طاعون آنتونین و طاعون قبرسی جمعیت و نیروی کار را کاهش داد.تورم، مالیات سنگین و اتکا به کار بردهداری، اقتصاد را بیشتر تحت فشار قرار داد. شهروندان رومی با کاهش سطح زندگی مواجه شدند و ارتش اغلب فاقد بودجه بود.
در همین حال، فساد در قدرت مرکزی بدتر شد. بسیاری از امپراتوران رومی از طریق خشونت یا رشوه به قدرت رسیدند و آشفتگی سیاسی به بخشی عادی از زندگی تبدیل شد. سربازان رومی که زمانی وفادار بودند، گاهی اوقات در ازای دریافت پول از امپراتوران جدید حمایت میکردند و ثبات را تضعیف میکردند.

یک امپراتوری تجزیهشده
در اواخر قرن سوم، امپراتوری روم به امپراتوریهای شرقی و غربی تقسیم شد. در حالی که امپراتوری روم شرقی (که بعدها امپراتوری بیزانس نامیده شد) در آسیای صغیر و منطقه مدیترانه شرقی قوی باقی ماند، امپراتوری روم غربی با مشکل مواجه شد.
تجزیه امپراتوری دو مرکز قدرت ایجاد کرد و کنترل مرکزی را تضعیف کرد. امپراتوران روم غربی در حفظ اقتدار خود بر قلمرو وسیعی که شامل بخش بزرگی از اروپا و شمال آفریقا میشد، با مشکل مواجه بودند.تاریخ روم در این دوره پر از سلطنتهای کوتاه و جنگهای داخلی است که ثبات سیاسی را از بین برد.
تهاجمها
در طول قرنهای چهارم و پنجم، موجهایی از قبایل بربر – از جمله ویزیگوتها، وندالها و هونها – شروع به ورود به قلمرو روم کردند. این قبایل ژرمنی و دیگران از شمال اروپا در طول دوره مهاجرت به جنوب مهاجرت کردند و منجر به مجموعهای از درگیریهای ویرانگر شدند.
غارت روم توسط ویزیگوتها در سال ۴۱۰ میلادی و حمله وندالها به شمال آفریقا در سال ۴۲۹ میلادی، نشان از فروپاشی استحکامات دفاعی امپراتوری داشت.زمانی که آخرین امپراتور روم غربی، رومولوس آگوستولوس، در سال ۴۷۶ میلادی برکنار شد، بسیاری از استانهای غربی از دست رفته بودند.
نقش امپراتوری شرقی
با افول امپراتوری غربی، امپراتوری روم شرقی تحت فرمان امپراتورانی مانند لئو اول، ثروت و قدرت نظامی خود را حفظ کرد. با پایتخت خود در قسطنطنیه، امپراتوری شرقی تقریباً هزار سال بیشتر دوام آورد.
امپراطور شرقی اغلب امپراتوران غربی را ضعیف یا بیاهمیت میدانست و تلاشهای کمی برای متحد کردن مجدد کل امپراتوری صورت گرفت. نشان امپراتوری در نهایت به شرق فرستاده شد که نمادی از تغییر در قدرت امپراتوری بود.
عوامل فرهنگی و محیطی بلندمدت
فرهنگ رومی نیز تغییر کرده بود. با افول کنترل مرکزی، مراکز قدرت مستقل در استانهای غربی شکل گرفتند. شهرهای ثروتمند منزوی شدند و نخبگان محلی جایگزین حکومت امپراتوری شدند.
برخی گمان میکنند که مسمومیت با سرب از لولههای آب روم در افول آن نقش داشته است، اما شواهد مدرن نشان میدهد که این عامل مهمی نبوده است. در مقابل، تغییرات آب و هوایی در اواخر دوره روم توسط مورخان به عنوان عوامل مؤثر در افول طولانی مدت روم شناخته شده است.
ادوارد گیبون در کتاب «افول و سقوط امپراتوری روم» به طور مشهوری استدلال کرد که از دست رفتن فضایل مدنی و ظهور مسیحیت در این امر نقش داشتهاند. اگرچه این کتاب بحثبرانگیز است، اما برجسته میکند که چگونه بسیاری از عناصر – اجتماعی، سیاسی، نظامی و زیستمحیطی – با هم همگرا شدند تا سقوط روم را رقم بزنند.
نوشته: لنا تایوک | ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
گروه گزارش
