“آژنگ نیوز”:ژیگولو جوان دهه سی خورشیدی ایران؛بود.او ویژگی های جالبی داشت.ژیگولو عبارت بوده است از یک قد و قواره بلند و باریک یک مشت پشم و پیلی که بعنوان زلف روی جمجمه جمع شده یک سیل دو گلاسی و یک دست کت و شلوار به اضافه مقداری ژستهای آرتیستیک یا بقول معروف ژستهای آبدوغ خیاری.
ژیگولو معمولا درخیابان لاله زار و با اسلامبول و یاسرئل تجرش یافت می شد.ژیگولو خوب سوت میزد. خوب میرقصید و خوب ابروها را بالا و پائین میگرفت .
در سگ دوزدن دست تازی های شکاری را از پشت می بندد و در سماجت ویر رویی رکورد سنگ پای قزوین را می شکند.
ژیگولوهمیشه در سوزو گداز بود و همیشه ریاضت میکشید و تا همانطور که مرتاضان هندی ایام روز را با یک بادام به سر میبردند .او هم در عرض بیست و چهار ساعت خوراکش فقط یک ساندویچ بود.
ژیگولوبدون اینکه پاریس و نیویورک را دیده باشد نام سوراخ سمیه های این دو شهر را برای همه می شمرد. و بدون اینکه گوشه اسکناس را دیده باشد از کادیلاک ۵٧ ویارک مجلل و آسمان خراش پایاجان دم میزد .
ژیگولو در زمستان خرخره اش را محکم می بنددو کت چهارشانه و شلواردم باریک و کفش پته پهن را به رخ این و آن می کشد ولی چون هوا گرم شد چادر شب روی کرسی را بصورت پیراهن تابستانی در آورده و یک فصل تمام با پوشیدن آن عمر خود را می گذراند .
ژیگولو خود بخود مهندس هم بود وازبس طول و عرض خیابانها راپیموده بود؛ بدون مراجعه به دانشگاه دیپلم مهندسی گرفته بود.

هر وقت باژیگولو طرف صحبت میشدید میگفت دیشب پنجاه هزار تومان در قمار باخته دیروز چهار دوشیزه و پنج زن خاطر او خود کشی کرده اند و فردا یاپس فردا هم با طیاره عازم آمریکاست. از خصایص ذاتی ژیگولو حرف زدن با آکسان مخصوص بود مثلا نان را «نن» و گارسن را «گفسن» و کافه را «کفه» میگوید.
ژیگولو همه جا با تاکسی میرفت زیرا برای فرار از دست طلبکار ها مجبوربود وسیله سریع السیری را انتخاب میکرد.
ژیگولو بسیارمتین وموقروبا ادب و در عین حال در هم ریخته بود.
وقتی با زن زیبایی؛ دوستش را میدید تازانو خم میشد و عرض ارادت میکرد. وقتی در کافه قنادی مینشست شیرینی را با کارد و چنگال میخورد ولی چون برای صرف ناهار منزل میرفت و از قالب ژیگولوئیت خارج شده دیزی را با دست مبارک خالی کرده صرف میکرد و پس ازناهار لباسهای خود را با اطوی ذغالی همسایه اطو میکشید و صاف وصوف میکرد.
گروه تاریخ
