“آژنگ نیوز”:میرسیف الدین کرمانشاهی که بود؟ کدام نمایش نامه را روی سن آورد و برای چه خود کشی کرد ؟ برای دانستن جواب این سئوالات باید به سال۱۳۰۹ خورشیدی باز گردیم. در این زمان تئاتر ایران جزیک تقلید مسخره از تئاتر واقعی چیز دیگری نبود و در واقع حکم ساختمانی را داشت که نه تنها صاحب پی ریزی محکم نبود و نمیتوانست برای تهذیب اخلاق عمومی نافع باشد بلکه بیم آن میرفت که ادامه آن راه و روش غلط برای همیشه نام تئاتر را در ایران بفراموشی بسپارد.
در یک چنین شرایطی بود که کرمانشاهی، به تحصیلات خود در خارج از ایران خاتمه داد و به خاک میهن بازگشت تا اندوخته های خود را در راه ترقی و تعالی هنر ملی وطن خویش صرف کند – قبل از او دستجات و جمعیت هایی نظیر کمدی ایران، کمدی اخوان و جامعه باربد اقدام به تهیه نمایشنامه هایی که مبتنی بر سیاست روز بود کرده و هر چند وقت یکبار در سالن گراند هتل و یکی دو سالن دیگر آن پیس ها را به معرض تماشای عموم می گذاشتند.
کرمانشاهی پس از ورود به تهران مدتی به مطالعه مشغول بود و همینکه مطالعات او به پایان رسید برای اولین بار نمایشنامه لیلی و مجنون را که آقای محمد جواد تربتی نوشته بودند باسبک وشیوه خاصی روی سن آورد و مردم هنر دوست آن زمان را متوجه هنر و استعداد خود ساخت دومین کار هنری او پیس خسرو و شیرین بود که رل «شیرین» را بعهده خانم ملوک ضرابی واگذار کرد.

کسانی که این نمایش را بیاد داشتند تصدیق میکردند که از هر لحاظ با سایر نمایشات مرسوم ان روزگار؛ تفاوت محسوس داشت.
ولی بدبختانه ادامه همکاری کرمانشاهی با تروپی که برای خود تشکیل داده بود ، به علت بروز اختلافات کوچک و بزرگ میسر نبود و به همین جهت کرمانشاهی پس از نمایش خسرووشیرین، یکه و تنها دامن همت بر کمر زد و به ساختن سن و سالن تابستانی اقدام نمود وعده ای از هنرپیشگان و نویسندگان باذوق را برای همکاری با خود انتخاب کرد تا در استودیو “درام کرمانشاهی” که علامت مشخصه آن ماسک خنده و گریه بود به کار مشغول شوند .
استودیو درام کرمانشاهی برای اولین بار نمایشنامه یوسف و زلیخا را که نویسنده آن آقای جلال شادمان (که نماینده مجلس شورای ملی بود) روی صحنه آورد و موفقیت شایانی کسب کرد.
پس از آن اپرت مشهدی عباد باشرکت آقای خیر خواه و سپس عزیز و عزیزه تصنیف مرحوم رضا کمال شهرزاد و بعد «سم زندگی» اثر خود کرمانشاهی نمایش داده شد که نمایش اخیر از لحاظ دکوراسیون کاملا تازگی داشت.
ولی چون سبک نو و بی سابقه آن به مذاق عده ای از تماشاچیان خوش نیامده بود؛باعث حملات سخت و ناروای دشمنان و بدخواهان کرمانشاهی نسبت به او وهنر او گردید و کرمانشاهی که دارای طبعی حساس و خاطری زود رنج بود ،درحین تمرین نمایشنامه « آرشین مال آلان» خود را مسموم نمود و با آنکه دوستان وفادار و همکاران صمیمی او برای نجات دوست و استاد خود کوشش فراوان و تلاش بی سابقه ای بعمل آوردند.
معهذا معالجات مؤثر واقع نشد و غروب روز ششم تیر ماه ۱۳۱۲ چراغ زندگی مردی که درجات هنر ملی ما از پرتگاه سقوط و اضمحلال سهم بزرگی داشت خاموش گردید .
دوست و همکار کرمانشاهی ، آقای سید علی آذری درباره خصوصیات او چنین می نویسد: کرمانشاهی هنرمندی روانشناس و دانا بود که هرگز از بسط و کمال هنر خویش غافل نمیماند وی از نظر اجتماعی صاحب اطلاعاتی دقیق و روشن و دارای احساسات انسانی و بشر دوستانه بود ، او در آخرین دم حیات از کرده خود پشیمان شده بود و میگفت :
کاری کنید من زنده شوم من خوب کاری نکردم.
گروه تاریخ
