“آژنگ نیوز”:دوستی در یونان باستان ؛جایگاه ویژه ای در روابط انسانی داشته است.فیلیا که اغلب به عنوان «عشق برادرانه» ترجمه می‌شود، یکی از چهار کلمه یونانی باستان برای دوستی است: فیلیا، استورگه، آگاپه و اروس. در اخلاق نیکوماخوس ارسطو، فیلیا معمولاً به عنوان «دوستی» یا محبت ترجمه می‌شود. این یک عشق رمانتیک نیست، بلکه به نوعی یک دلبستگی به عنوان «بهترین دوست» است، چیزی که امروزه ممکن است با هدایایی مانند حلقه‌های دوستی مشخص شود.

کاملاً برعکس آن، فوبیا نامیده می‌شود. دیدگاه ارسطو همانطور که جرارد هیوز اشاره می‌کند، ارسطو در کتاب‌های هشتم و نهم، نمونه‌هایی از فیلیا را ارائه می‌دهد، از جمله: دوستان جوان؛ دوستان مادام‌العمر شهرهایی با یکدیگر، ارتباطات سیاسی یا تجاری، والدین و فرزندان ، همسفران و سربازان، اعضای یک انجمن مذهبی یا از یک قبیله، یک پینه‌دوز و شخصی که از او خرید می‌کند.

دوستی۱ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

همه این روابط مختلف مستلزم کنار آمدن با کسی است، اگرچه ارسطو گاهی اوقات تلویحاً می‌گوید که چیزی بیشتر شبیه دوست داشتن واقعی مورد نیاز است. وقتی او در مورد شخصیت یا خلق و خویی صحبت می‌کند که بین چاپلوسی یا تملق از یک سو و ترشرویی یا ستیزه‌جویی از سوی دیگر قرار می‌گیرد، می‌گوید که این حالت: نامی ندارد، اما به نظر می‌رسد که بیشتر شبیه [فیلیا] باشد؛ زیرا شخصیت فرد در حالت میانی دقیقاً همان چیزی است که ما هنگام صحبت از یک دوست خوب در نظر داریم، با این تفاوت که دوست نیز به ما علاقه دارد.

این متن همچنین نشان می‌دهد که اگرچه مفهوم فیلیا گسترده است، اما باید متقابل باشد و بنابراین روابط با اشیاء بی‌جان را شامل نمی‌شود، اگرچه فیلیا با حیوانات، مانند حیوانات خانگی، مجاز است . ارسطو در کتاب بلاغت خود، فعالیت مربوط به فیلیا را اینگونه تعریف می‌کند: خواستن چیزی برای کسی که آن را خوب می‌داند، به خاطر او و نه برای خود، و تمایل داشتن، تا جایی که می‌تواند، برای انجام چنین کارهایی برای او. جان ام. کوپر استدلال می‌کند که این نشان می‌دهد: ایده اصلی فیلیا این است که کسی به خاطر خودش، از روی نگرانی برای او (و نه صرفاً از روی نگرانی برای خود) خوب عمل کند. [… بنابراین] اشکال مختلف فیلیا [همانطور که در بالا ذکر شد] را می‌توان دقیقاً به عنوان زمینه‌ها و شرایط مختلفی در نظر گرفت که در آنها این نوع از نیکوکاری متقابل می‌تواند پدید آید.ارسطو، فیلیا را هم به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به خوشبختی ضروری می‌داند («هیچ‌کس حتی اگر همه چیزهای خوب دیگر را هم داشته باشد، زندگی بدون دوستان را انتخاب نمی‌کند» و هم به خودی خود، اصیل یا خوب ( فیلیا ) می‌داند.

ارسطو دوستی‌ها را بر اساس انگیزه شکل‌گیری آنها به سه نوع تقسیم می‌کند: دوستی‌های سودمند، دوستی‌های لذت‌بخش و دوستی‌های خیر.

دوستی‌های سودمند، روابطی هستند که بدون توجه به شخص دیگر شکل می‌گیرند. به عنوان مثال، خرید کالا ممکن است مستلزم ملاقات با شخص دیگری باشد، اما معمولاً فقط به یک رابطه بسیار سطحی بین خریدار و فروشنده نیاز دارد. در انگلیسی مدرن، افرادی که در چنین رابطه‌ای هستند حتی دوست نامیده نمی‌شوند، بلکه آشنا نامیده می‌شوند (اگر حتی بعداً یکدیگر را به یاد بیاورند). تنها دلیل ارتباط این افراد خرید یا فروش چیزها است که چیز بدی نیست، اما به محض اینکه این انگیزه از بین برود، رابطه بین دو نفر نیز از بین می‌رود، مگر اینکه انگیزه دیگری پیدا شود. شکایات و نزاع‌ها معمولاً فقط در این نوع دوستی ایجاد می‌شوند.

در سطح بعدی، دوستی‌های لذت‌بخش مبتنی بر لذت خالص از همراهی افراد دیگر است. افرادی که با هم می‌نوشند یا سرگرمی مشترکی دارند، ممکن است چنین دوستی‌هایی داشته باشند. با این حال، این دوستان نیز ممکن است از هم جدا شوند – در این مورد اگر دیگر از فعالیت مشترک لذت نبرند یا دیگر نتوانند با هم در آن شرکت کنند.

دوستی‌های خوب، دوستی‌هایی هستند که در آن‌ها هر دو دوست از شخصیت یکدیگر لذت می‌برند. تا زمانی که هر دو دوست شخصیت‌های مشابهی داشته باشند، رابطه پایدار خواهد ماند زیرا انگیزه پشت آن مراقبت از دوست است. این بالاترین سطح فیلیا است و در انگلیسی مدرن می‌توان آن را دوستی واقعی نامید.

اکنون این امکان وجود دارد که افراد بد و همچنین [خوب] برای لذت یا منفعت با یکدیگر دوست باشند، افراد شایسته با افراد پست دوست باشند و کسی که هیچ شخصیتی ندارد با کسی که هر شخصیتی دارد دوست باشد. با این حال، واضح است که فقط افراد خوب می‌توانند به خاطر خود شخص دیگر با یکدیگر دوست باشند. زیرا افراد بد اگر هیچ سودی نبرند، از یکدیگر لذتی نمی‌برند.

ارسطو خاطرنشان می‌کند که همه پیوندهای فیلیا شامل عمل متقابل نیستند. برخی از نمونه‌های این موارد ممکن است شامل عشق پدر به پسر، بزرگتر به کوچکتر یا حاکم به رعیت باشد. با این حال، به طور کلی، پیوندهای فیلیا متقارن هستند.

اگر فیلیا نوعی عشق باشد، توماس جی اورد استدلال کرده است که باید آن را طوری تعریف کرد که با عشق در تضاد نباشد. اورد، فیلیا را به عنوان یک پاسخ عمدی برای ارتقای رفاه هنگام همکاری یا دوستی با دیگران تعریف می‌کند. و فیلیای او فقط این معنا را ندارد. فیلیا همچنین به انسان‌ها دوستی اصیل می‌بخشد.

ارسطو اذعان می‌کند که بین آنچه او در مورد فیلیا می‌گوید و آنچه در جای دیگر می‌گوید (و آنچه در آن زمان به طور گسترده پذیرفته شده است) در مورد ماهیت خودکفا بودن زندگی کامل، تضاد آشکاری وجود دارد:

گفته می‌شود که افراد سعادتمند و خودکفا نیازی به دوست ندارند. زیرا آنها از قبل [همه] کالاها را دارند و از این رو، خودکفا هستند و به هیچ چیز اضافی نیاز ندارند.

او پاسخ‌های مختلفی ارائه می‌دهد. اولین پاسخ مبتنی بر خوبی ذاتی عمل کردن برای دیگران و نگران بودن برای آنها است (“شخص عالی برای دوستان و کشور خود تلاش می‌کند و اگر مجبور باشد برای آنها خواهد مرد”؛ بنابراین، یک فرد کاملاً با فضیلت و کامل بودن لزوماً مستلزم داشتن دیگرانی است که به آنها اهمیت می‌دهد – بدون آنها، زندگی فرد ناقص است:

زندگی فرد منزوی سخت است، زیرا برای او آسان نیست که به طور مداوم به تنهایی فعال باشد. اما در ارتباط با دیگران و در کنار آنها آسان‌تر است.

پاسخ دوم ارسطو این است: «زندگی افراد خوب با هم، پرورش فضیلت را ممکن می‌سازد» . در نهایت، او استدلال می‌کند که دوست هر کس «خود دیگری» است، و بنابراین لذتی که فرد بافضیلت از زندگی خود می‌برد، در زندگی فرد بافضیلت دیگری نیز یافت می‌شود. «پس هر کسی که می‌خواهد شاد باشد، باید دوستان عالی داشته باشد» .

نوع‌دوستی و خودخواهی

از نظر ارسطو، برای اینکه بتوان بالاترین شکل فیلیا را برای دیگری احساس کرد، باید آن را برای خود نیز احساس کرد؛ هدف فیلیا، در نهایت، «خود دیگری» است. البته این به تنهایی ارسطو را به خودخواهی متعهد نمی‌کند. نه تنها عشق به خود با عشق به دیگران ناسازگار نیست، بلکه ارسطو با دقت نوع عشق به خود را که محکوم است (منسوب به «کسانی که بیشترین سهم را در پول، افتخارات و لذت‌های جسمانی به خود اختصاص می‌دهند. زیرا اینها کالاهایی هستند که بسیاری با فرض بهترین بودن، آرزویشان را دارند و مشتاقانه دنبال می‌کنند» از آنچه باید تحسین شود ؛منسوب به کسی که «همیشه بیش از هر چیز مشتاق انجام اعمال عادلانه یا معتدل یا هر عمل دیگری مطابق با فضایل است و به طور کلی همیشه آنچه را که خوب است [نجیب، خوب] برای خود به دست می‌آورد» متمایز می‌کند. در واقع:

دوستی - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

شخص خوب باید عاشق خود باشد، زیرا با انجام اعمال خوب هم به خودش کمک می‌کند و هم به دیگران سود می‌رساند. اما شخص شرور نباید خودش را دوست داشته باشد، زیرا با پیروی از احساسات پست خود، هم به خودش و هم به همسایگانش آسیب می‌رساند.

ارسطو همچنین معتقد است، همانطور که هیوز می‌گوید: «تنها دلیل موجه نهایی برای انجام هر کاری این است که عمل به آن روش به یک زندگی کامل کمک کند.» بنابراین، اعمال فیلیا ممکن است اساساً خودخواهانه به نظر برسند، ظاهراً برای کمک به دیگران انجام می‌شوند، اما در واقع هدف آنها افزایش شادی عامل است. با این حال، این امر ماهیت عمل را با انگیزه آن اشتباه می‌گیرد؛ فرد خوب عملی را برای کمک به یک دوست انجام نمی‌دهد زیرا به او رضایت می‌دهد. او این کار را برای کمک به دوست انجام می‌دهد و با انجام آن، هم دوست و هم خودش را خوشحال می‌کند. بنابراین، این عمل هم به خودی خود و هم به دلیل تأثیری که بر شادی عامل دارد، خوب است.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *