“آژنگ نیوز”:در چنین روزی در سال ۱۶۰۶ میلادی، رامبراند، نقاش و طراح هلندی، یکی از بزرگترین قصه‌گویان تاریخ هنر، به خاطر توانایی استثنایی‌اش در به تصویر کشیدن افراد در حالات و چهره‌های دراماتیک مختلفشان، به دنیا آمد.رامبراند هارمنش ون راین، پسر یک آسیابان به نام هارمن گریتش ون راین و همسرش نیلتگن ون زویتبروک بود. از رامبراند که کوچکترین پسر از حداقل ده فرزند بود، انتظار نمی‌رفت که شغل پدرش را ادامه دهد. از آنجایی که خانواده به اندازه کافی مرفه بودند، او را به مدرسه لاتین لیدن فرستادند، جایی که هفت سال در آنجا ماند.

رامبیر - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

در سال ۱۶۲۰، او برای مدت کوتاهی در دانشگاه لیدن ثبت نام کرد، شاید برای تحصیل الهیات. اورلرز، اولین زندگینامه‌نویس رامبراند، روایت می‌کند که از آنجا که «ذاتاً به سمت هنر نقاشی و طراحی گرایش داشت»، دانشگاه را ترک کرد تا اصول نقاشی را نزد هنرمند لیدنی، یاکوب ایزاک ون سواننبورگ (۱۵۷۱-۱۶۳۸) بیاموزد. پس از سه سال کار با این استاد، رامبراند در سال ۱۶۲۴ به آمستردام رفت و در آنجا به مدت شش ماه زیر نظر پیتر لاستمن (۱۵۸۳-۱۶۳۳)، مهم‌ترین نقاش تاریخی آن زمان، به تحصیل پرداخت.

پس از بازگشت به لیدن، رامبراند به سرعت به عنوان یک نقاش تاریخی و چهره‌نگار شهرت یافت. تا سال ۱۶۲۸، آثار او، به همراه آثار همکار لیدنی‌اش، لیونز، یان، با شور و شوق توسط کنستانتین هویگنس (۱۵۹۶-۱۶۸۷)، منشی شاهزاده اورانژ، مورد تحسین قرار گرفت. هویگنس به ویژه توانایی خارق‌العاده رامبراند در انتقال احساس از طریق ژست و بیان و از طریق تضادهای چشمگیر نور و تاریکی را تحسین می‌کرد.

در همان سال، رامبراند، در سن بیست و دو سالگی، اولین شاگردان خود، دو، گریت و ایزاک جودرویل (۱۶۱۲-۱۶۴۵/۱۶۴۸) را به عنوان شاگرد پذیرفت. اسناد نشان می‌دهد که جودرویل سالانه صد گیلدر به رامبراند پرداخت می‌کرد تا نزد او تحصیل کند. تا سال ۱۶۳۱، رامبراند از نظر مالی با هندریک ون اویلنبورگ (حدود ۱۵۸۷-۱۶۶۱) دلال هنری آمستردامی، وارد همکاری شد. ماهیت شرکت ون اویلنبورگ که در زمان خود «آکادمی» نامیده می‌شد، کاملاً مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد که او یک استودیوی هنری فعال را که در سفارش‌های پرتره تخصص داشت، سازماندهی کرده بود.

در هر صورت، حدود سال ۱۶۳۲ رامبراند به آمستردام نقل مکان کرد، جایی که با ون اویلنبورگ زندگی می‌کرد و تا سال ۱۶۳۵ «آکادمی» خود را اداره می‌کرد. رامبراند در طول زندگی خود به موفقیت چشمگیری دست یافت. او سفارش‌های زیادی دریافت کرد و تعدادی از دانشجویان را جذب کرد که برای یادگیری روش نقاشی او به آنجا آمدند. هنرمندانی که قبلاً در جاهای دیگر آموزش دیده بودند، از جمله جیکوب بکر (۱۶۰۸-۱۶۵۱)، فلینک، گوارت و بول، فردیناند، در این سال‌ها در استودیوی ون اویلنبورگ تحت راهنمایی رامبراند کار می‌کردند.

در اواخر دهه ۱۶۵۰ و اوایل دهه ۱۶۶۰، در پی سفارش‌هایی که دریافت می‌کرد، گرایش‌های سبکی از شیوه عمیقاً شخصی نقاشی او فاصله گرفته بود. او بیش از پیش از جریان اصلی هنر هلند منزوی شد. هیچ شاگردی در نیمه دوم دهه ۱۶۵۰ با او همکاری نکرده و تنها یک شاگرد، آرت دِ گِلدِر (۱۶۴۵-۱۷۲۷)، در دهه ۱۶۶۰ برای تحصیل نزد او آمده است.

رامccccccccccبر - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

وضعیت مالی رامبراند در طول دهه ۱۶۶۰ همچنان ضعیف بود. او مبلغ قابل توجهی پول، به ویژه به فروشنده و مجموعه‌دار هنری، لودِویک ون لودیک، بدهکار بود، بدهی‌ای که امیدوار بود با پولی که از نقاشی بزرگش برای یکی از نقاشی‌های دیواری تالار شهر آمستردام، «توطئه کلودیوس سیویلیس» (موزه ملی، استکهلم)، دریافت می‌کرد، بازپرداخت کند. با این حال، اثر رامبراند در سال ۱۶۶۲ توسط مقامات شهر رد شد. برای جمع‌آوری کمک‌های مالی، او مجبور شد قبر ساسکیا را در اود کرک بفروشد. او هرگز نتوانست از نظر مالی تمکن مالی پیدا کند و در نهایت با پس‌انداز دخترش، کورنلیا، زندگی خود را می‌گذراند.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *