“آژنگ نیوز”:چه کسی از هیولاهای جاز میترسد؟ برای بسیاری از آمریکاییها، جاز موسیقی شیاطین، اهریمنان و چیزهایی بود که در شب سروصدا میکنند.
وحشت اخلاقی در آمریکای دهه ۱۹۲۰ در تیترهایی مانند تیتر روزنامه کانزاس سیتی کانزاس در ۱۶ ژانویه ۱۹۲۲ بیان شد که خطرات «خونآشامها، جاز، خوشگذرانیها [و] فساد اخلاقی» را در بوق و کرنا میکرد. در حالی که «خونآشامها»، اتومبیلها و تأثیرات شرقی اهداف مورد علاقه مطبوعات بودند، شدیدترین زبان برای جاز محفوظ بود.در اوایل دهه ۱۹۲۰، جاز کاملاً مد شده بود و نه تنها یک زبان موسیقی جدید، بلکه یک شیوه زندگی جدید را به ارمغان آورد.گفتمان عمومیِ سرزنشگر، جاز را با جنون، اعتیاد به مواد مخدر، هرج و مرج، بدوی و حیوانی، جنایت، بیماریهای عفونی، کودکانه، ماوراءالطبیعه و شیطانی مرتبط میکرد.در سراسر ایالات متحده، نویسندگان، سیاستمداران، مربیان موسیقی، منتقدان و وزرا، جاز را به عنوان یک تهدید هیولایی مطرح کردند.

تا دهه ۱۹۲۰، خونآشامها ارتباط نزدیکی با فرهنگ نوظهور جاز داشتند.در اوایل سال ۱۹۱۹، روزنامه اوکلند تریبون ستونی شاد منتشر کرد و اعلام کرد که «خونآشامهای جاز» «چیز جدید» هستند، «آنتیتز» نسخه «روحپرور» تدا بارا، بازیگر فیلمهای صامت. خونآشام عصر جاز از مضامین شرقشناسانه و ماوراءالطبیعه تجسم فیلمهای صامت خود فاصله بیشتری داشت، اما این اصطلاح – که گاهی اوقات ریشههای شومی داشت – در فرهنگ عامه همچنان پابرجا ماند.اگرچه بسیاری از آمریکاییها با بازیگوشی مفهوم خونآشام را پذیرفتند، منتقدان فرهنگ عصر جاز هنوز او را مخل میدانستند.
نیتا نالدی، بازیگر در مصاحبهای در روزنامه لسآنجلس در سال ۱۹۲۴ با استفاده از این اصطلاح به طور کامل و تکاندهنده خلاصه کرد: «موسیقی جاز، خونآشامها و بیقراری طبیعی ذاتی مردم آمریکا، مقصر روحیه ناآرامی است که کشور را فرا گرفته است.» سخنرانیهای عمومی تندتر دیگری، جاز دهه ۱۹۲۰ را نه تنها به عنوان منبع ناآرامی، بلکه به عنوان منبع وحشت مطرح کرد.کاترین ویلارد ادی از انجمن مسیحیان زنان جوان در سخنرانی خود در سال ۱۹۲۰ در دانشگاه ویسکانسین اظهار داشت که «ما در ترسی مرگبار از شیطان جاز هستیم، اهریمنی که کشور را در خود فرو برده است.»
علیرغم این هیاهو، نوازندگان و آهنگسازان جاز آمریکایی مفهوم شیطانی و هیولایی را به روابط عمومی عالی تبدیل کردند.آهنگهای محبوب جاز، شخصیت خونآشام را به تصویر میکشیدند، از جمله آهنگ «من یک خونآشام جاز هستم» اثر ماریون هریس در سال ۱۹۲۰ (که اصلاح آشکاری از آهنگ معروف او در سال ۱۹۱۹ با نام «من یک بچه جاز هستم» است).شمایلشناسی آهنگهای خونآشام گاهی اوقات با عناصر عجیب و غریب و ماوراءالطبیعه همراه بود: جلد نت موسیقی «خونآشام کوچک من باش» محصول سال ۱۹۱۹، زنی با موهای تیره را نشان میداد که تا حدودی توسط یک خفاش در پیشزمینه پنهان شده و بر روی یک ماه مهآلود قرار گرفته بود.
گروهها خود را «شیاطین جاز» و «ارکستر شیاطین سیاه» مینامیدند (احتمالاً اشارهای نژادپرستانه).آهنگ «بیا قرمز، تو مرد شیطانصفت جذاب» محصول سال ۱۹۲۳، با تصویر یک مرد طعنهزن روی جلد، گواه هیجان ماوراءالطبیعه بود.
وقتی منتقدان دهه ۱۹۲۰جاز، موسیقی و سبک زندگی آن را به عنوان جهنمی پر از شیاطین و خونآشامها به تصویر میکشید، آنها خود را بخشی از یک درام گوتیک مدرن تصور میکردند، و جاز را هیولایی واپسگرا میدانستند که فرهنگ «مترقی» آمریکایی را تسخیر کرده است. و درست همانطور که تخیل گوتیک قرن نوزدهم، وحشت را در اتاق زیر شیروانی، خلنگزار، قلعهی در حال فروریختن و صومعهی ویرانشده میدید، منتقدان دههی ۱۹۲۰ اغلب تهدید جاز را به باتلاق و جنگل ربط میدادند.
در یک خطبه منتشر شده در سال ۱۹۲۲ با عنوان «آیا جاز سرود ملی ماست؟»، یکی از رؤسای اسقفی نیویورک اظهار داشت: «جاز به جنگلهای آفریقا بازمیگردد و یکی از… شرارتهای امروز است… صدای وحشیانه و کوبندهاش… واپسگرایی است… که شما را به «بازگشت به چهار دست و پا» وا میدارد.»
البته ریشههای آفریقایی-آمریکایی جاز بود که باعث شد این موسیقی به عنوان هیولا توصیف شود.منتقدان جاز در دهه ۱۹۲۰، موسیقی سنکوپدار و رقصی را تهدیدی نژادپرستانه و پیشامدرن برای شیوههای سنتی زندگی میدانستند.در نهایت، وحشتی که جاز برای آنها به همراه داشت، بیشتر درباره منتقدان است تا خود موسیقی.هیولاهای ما همیشه آنچه را که از آن میترسیم به ما نشان میدهند.
گروه گزارش
