“آژنگ نیوز”:چرا تفکر انتقادی باید بخشی از تمرین سلامت شما باشد این مهارت ارتباط نزدیکی با خلاقیت، حافظه و رضایت دارد.در عصر هوش مصنوعی، بسیار مهم است که از آن محافظت کنید.

همه در حال کاوش در گودال‌های عمیق دریا یا تفکر در مورد سیاه‌چاله‌ها هستند.شاید من به دوستان باحال‌تری نیاز داشته باشم، اما هیچ‌کس را نمی‌شناسم که از هوش مصنوعی برای مشارکت در همکاری‌های آزاداندیشانه استفاده کند. آنها از آن برای تخلیه تفکر انتقادی خود، برای دریافت پاسخ یا نتیجه سریع استفاده می‌کنند: به این ایمیل پاسخ دهید؛یک برنامه سفر شیکاگو را پیش‌نویس کنید؛بثورات من را تشخیص دهید.

سال گذشته، آزمایشگاه رسانه‌ایMIT مقاله‌ای جذاب با عنوان “مغز شما درchatgpt: انباشت بدهی شناختی هنگام استفاده از یک دستیار هوش مصنوعی برای کار نوشتن مقاله” منتشر کرد.

نویسندگان، شرکت‌کنندگان را در سه دسته مختلف- LLM، موتور جستجو و فقط مغز – گروه‌بندی کردند و سپس از آنها خواستند که طی چهار ماه با استفاده از ابزار تعیین‌شده، مقالات متنوعی بنویسند. گروهی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کردند، کمترین اتصال مغزی را ثبت کردند و «به‌طور مداوم در سطوح عصبی، زبانی و رفتاری عملکرد ضعیفی داشتند.»معلمان انگلیسی که کار آنها را بررسی کردند، آن را «بی‌روح» نامیدند.حتی بدتر: با ادامه آزمایش، به نظر می‌رسید که آنها علاقه خود را به انجام هر یک از کارها از دست می‌دهند.

تفکر انتقادی - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

ناتالیا کاسمینا، نویسنده اصلی، گفت: «تا سومین مقاله‌شان، بسیاری از نویسندگان به سادگی بهChatGPT اجازه دادند و تقریباً تمام کار را به آن سپردند. بیشتر شبیه این بود که «فقط مقاله را به من بده، این جمله را اصلاح کن، ویرایشش کن، و من تمامش می‌کنم.»» جای تعجب نیست که گروه فقط با مغز، بالاترین میزان اتصال عصبی را داشتند. اما گروه گوگل نیز تعامل و رضایت بالایی را از مقاله‌های خود ابراز کردند.

نکته کلیدی در اینجا: گروه‌های غیر هوش مصنوعی نسبت به کار خود احساس مالکیت می‌کردند. آنها مجبور بودند به مأموریت‌های حقیقت‌یابی خاطره‌انگیز (چه آنلاین و چه در مغز خود) بروند، سپس آن اطلاعات را در رشته‌های منسجم، هرچند ناقص، ترکیب کنند.

تفکر انتقادی اغلب به عنوان یک «مهارت نرم» تعریف می‌شود.اما من همچنین دیده‌ام که آن را به عنوان نوعی «سواد» توصیف می‌کنند.ما نمی‌توانیم تصور کنیم که در زندگی مدرن بدون توانایی خواندن کار کنیم – پس چرا باید داوطلبانه توانایی تفکر خود را از بین ببریم؟ شاید به این دلیل که زندگی پر از تفکر انتقادی دست و پا گیر است.«بدون اصطکاک» نیست.(این را از کسی که خودش در حال نوشتن مقاله است بشنوید: من در این مرحله جملات بیشتری نسبت به جملاتی که در صفحه می‌بینید حذف کرده‌ام.) اما آیا این فرآیند ارزشش را ندارد؟اگر لحظه‌ای که ایده‌هایم تمام می‌شد، با چت‌بات تماس می‌گرفتم، چه غریزه نویسندگی می‌توانستم داشته باشم؟و این تازه بدون در نظر گرفتن اخلاق چنین تصمیمی است.

کمی شبیه به آن شرکت‌کنندگان در برنامه زنده ماندن نتفلیکس، Alone، است، اگر تا به حال آن را دیده باشید.آنها در طبیعت بکر کانادا هستند، اردوگاه می‌سازند، خرس شکار می‌کنند و برای زمستان آماده می‌شوند.اگر اوضاع خیلی وخیم شود، می‌توانند یک دکمه قرمز را فشار دهند و از آنجا بیرون بروند.ما نمی‌توانیم آنها را به خاطر فشار دادن دکمه قرمز قضاوت کنیم: این دکمه به دلیلی آنجاست و امنیت آنها را تضمین می‌کند.اما اگر آنها همان اولین باری که شکمشان قار و قور کرد، آن را فشار می‌دادند چه؟

آنها وقت نداشتند که یک تله سنجاب هوشمندانه طراحی کنند یا یک سرپناه بسازند.آنها هیچ کاری که ارزش به خاطر سپردن داشته باشد، انجام نمی‌دادند. چگونه دوباره انتقادی فکر کنیم با توجه به همبستگی آن با خلاقیت،با توجه به حافظه و رضایت از زندگی، فکر می‌کنم باید تفکر انتقادی را به عنوان یک «تمرین سلامتی» توصیف کنیم – چیزی که ارزش محافظت و جستجو را دارد.اما چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟به خصوص وقتی هوش مصنوعی در صنایع نفوذ می‌کند و در زندگی روزمره نفوذ می‌کند؟

من چند ایده را برای بررسی مطرح کرده‌ام:

1. «جغد روی شانه» این یکی از کریستوفر دده، پژوهشگر ارشد در دانشکده تحصیلات تکمیلی آموزش هاروارد، است.او اشاره می‌کند که جغد روی شانه آتنا، الهه خرد، آنجا بود تا او را خردمندتر کند – نه اینکه جایگزین او شود.او می‌گوید: «شما ممکن است در نهایت از هوش مصنوعی برای نوشتن نامه درخواست شغلی استفاده کنید که مانند نامه همه افراد دیگر باشد، زیرا آنها نیز از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند و در نتیجه ممکن است شغل خود را از دست بدهید.همیشه باید به یاد داشته باشید که جغد روی شانه شما می‌نشیند و نه برعکس.»

به نظر او، تفکر انتقادی می‌تواند با عصر هوش مصنوعی همزیستی داشته باشد.نکته کلیدی این است که مشخص کنید کدام وظایف می‌توانند خودکار شوند، کدام یک ممکن است نیاز به گفتگوی مشارکتی با ربات داشته باشند و کدام یک می‌توانند از تفکر عمیق و مستقل بهره‌مند شوند.(جمع‌بندی همه این موارد به خودی خود یک تمرین مفید برای تفکر انتقادی است.)

۲. از آن استفاده کن وگرنه از دستش می‌دهی مانند قدرت و پیری، تفکر انتقادی نیز جنبه «از آن استفاده کن وگرنه از دستش می‌دهی» دارد.«اگر به طور فعال یاد نمی‌گیرید، ذهن شما ضعیف می‌شود – درست مانند هر عضله‌ای»بروس تولگان، دانشجوی دکترای حقوق، در مجله روانشناسی امروز می‌نویسد.» او مطالعه مداوم اطلاعات جدید و تقویت تکنیک‌های خوب را توصیه می‌کند. وقتی شروع به تحقیق برای این مقاله کردم، انتظار داشتم با فهرست‌هایی مواجه شوم که خوانندگان را به خواندن، نوشتن، حسابرسی دوره‌ها، حل معما، بازی شطرنج و غیره ترغیب می‌کنند. البته همه اینها ارزش وقت شما را دارند. اما منظور تولگان از «تکنیک خوب»، حتی گسترده‌تر است – او به داشتن ذهن باز اشاره می‌کند. تفکر انتقادی به معنای تفکر از دیدگاه‌های مختلف، اشاره به دانشی که ذخیره کرده‌اید، زیر سوال بردن تعصبات خود و تمرین گوش دادن فعال است. این یک فرآیند پیچیده است که در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد.

۳. مسئولیت با شماست مردم می‌خواهند به عنوان تصمیم‌گیرندگان هوشمند دیده شوند؛ ما این کیفیت را با اقتدار و اعتماد به نفس مرتبط می‌دانیم. اما اگر اجازه دهید هوش مصنوعی استدلال و تأملات شما را مدیریت کند، چگونه می‌توانید تصمیم‌گیری کنید – چه برسد به اینکه آنها را بپذیرید یا از آنها دفاع کنید؟ برای تصمیم‌گیری‌های خوب، باید عادت کنید که هر روز در ناراحتی تفکر انتقادی بنشینید.همانطور که ممکن است در سونا بنشینید یا در یک دویدن طولانی دوام بیاورید.این کمی مازوخیستی به نظر می‌رسد، اما در نهایت بسیار رضایت‌بخش‌تر است که مسائل را به روش قدیمی کشف کنید.و هر چه بیشتر این کار را انجام دهید، آسان‌تر (یا حداقل طبیعی‌تر) به نظر می‌رسد.

نویسنده:ناتالیا کاسمینا

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *