“آژنگ نیوز”:اولین تصاویر از خدایان انساننما در آسیای جنوبی، عناصری از جهان طبیعی را نشان میدادند.اعتقاد بر این است که اولین چهرههای مذهبی که در جنوب آسیا به شکل انساننما به تصویر کشیده شدهاند، خدایان طبیعت بودهاند. این تصاویر از تصاویر باروری در مجسمههای زنانه از تمدن بالغ هاراپا (۲۶۰۰-۱۹۰۰ پیش از میلاد) تا بازنمایی قلمرو آب، همانطور که در موجودات دریایی افسانهای مختلف – ماکاراها (هیبریدهای فیل-موجود دریایی)، مرد دریایی و مهمتر از آن، ناگاهای تغییر شکلدهنده (خدایان مار) – در هنر تولید شده در گندهارا (پاکستان و افغانستان امروزی) و ماتورا (اوتار پرادش، هند) در دوران امپراتوری کوشان (قرن اول پیش از میلاد – قرن سوم میلادی) دیده میشود، متغیر است. این مجسمهها با به تصویر کشیدن عناصر طبیعت و نیروهای آن به شکل انساننما، نشان میدهند که چگونه فرهنگهای اولیه هند جهان طبیعی را درک کرده و به آن اهمیت عظیمی بخشیدهاند.

خدایانی به نام یاکشا (مرد) و یاکشی (زن) به عنوان ارواح طبیعی نیمه الهی قلمرو زمینی در نظر گرفته میشدند. اگرچه تعدادی مجسمه و نقش برجسته که نمایانگر یاکشاها هستند، کشف شدهاند، اما در متون اولیه هند به طور غیرمستقیم به آنها اشاره شده است. با این وجود، این فرصتی را ایجاد میکند تا مستقیماً با فرهنگ غنی مادی که از حضور چشمگیر این خدایان در کیهانشناسی مذهبی هند اولیه حکایت دارد، ارتباط برقرار کنیم. یک مجسمه ماسهسنگی چشمگیر مربوط به قرن اول پیش از میلاد نمونهای عالی از این فرم است. این یاکشا سینهای تنومند و شکمی گرد دارد که بر روی یک کمربند گرهدار برآمده است، که نشانگر جایگاه او به عنوان خدای ثروت است. اگرچه دستانش از دست رفته است، اما حالت او نشان میدهد که او یک یاکشای پاتراواهاکا، حامل کاسه آب بوده است که زمانی کاسهای را بالای کش موی ظریف خود نگه داشته است. این چهره قدرتمند با جزئیاتی مانند گردنبند سنگین با ماکاراهای پشت به پشت، گره پیچیدهای که گردنبند را در پشت میبندد و پارچه کمری که دور کمر تنومندش پیچیده شده است، تقویت شده است.
ماکارا همچنین به شکل یک اسباببازی از تقریباً همان دوره و منطقه ظاهر میشود.سوراخ گوشهایش نشان میدهد که ممکن است چرخ داشته و توسط کودکی در حین بازی کشیده شده باشد. وجود یک موجود دریایی افسانهای در یک شیء روزمره مانند این نشان میدهد که مفهوم دنیای آب به عنوان یک قلمرو مقدس و محل سکونت موجودات افسانهای به طور گسترده شناخته شده بوده است. در همین راستا، یک کتیبه معماری از اوتار پرادش، که به قرن دوم تا سوم میلادی برمیگردد، نه مرد دریایی را با دمهای ماهیمانند به جای پا نشان میدهد که در حال نواختن سازهای مختلف موسیقی هستند. در میان سازهای قابل مشاهده در تابلو، عود، سنج، چنگ، فلوت، نیانبان و از همه عجیبتر، یک ساز بادی دو دسته که شبیه آئولوس یونانی است، سازی که اغلب روی آمفوراها و پلیکهای یونانی به تصویر کشیده شده است.
شباهت بین این سازها، نوعی ارتباط و تأثیر از سبکهای مدیترانهای را نشان میدهد که احتمالاً به دلیل روابط تجاری بین کوشانیان و رومیها بوده است. چنین سبکها و مضامین هنری یونانی-رومی در هنر گندهارا مشهود است – مانند تابلویی که خدای یونانی دریا، تریتون، یا یک ایکتیوسنتور را به تصویر میکشد اما در هنر ماتورا کمتر دیده میشود و این کتیبه را به نمونهای نادر تبدیل میکند.
موجودات آبزی اسطورهای در هنر کوشان، هم گندهارا و هم ماتورا، رایج هستند، با این حال، مانند یاکشاها، به دلیل ارجاعات متنی اندک، توجه کمی به این چهرهها و روایتهای مرتبط با آنها شده است. حتی در بازنماییهای بصری، این چهرهها، که جزئی یا فرعی تلقی میشوند، اغلب از توجه بیننده دور میمانند. گاهی اوقات این نتیجه تصمیم هنرمند برای مطیع کردن آنها در برابر شخصیت اصلی یک روایت بصری است، که در یک تابلوی طبل آهکی قرن سومی که از ناگارجوناکوندا سرچشمه گرفته و عزیمت بزرگ (ماهابهینیشکرامانا) بودا را به تصویر میکشد، آشکار است. شخصیت مرکزی شاهزاده سیذارتا (بودا قبل از روشن بینی) است که به راحتی با قرار گرفتنش بر روی اسبی در مرکز تابلو قابل شناسایی است. چتری که توسط یک همراه نگه داشته شده است، درست بالای هاله نورانی پشت سر او، توجه بیشتری را به او جلب میکند. در اطراف شاهزاده، موجودات آسمانی را میتوان در حال رقص و نواختن آلات موسیقی دید، در حالی که روی زمین، یاکشاها با رقص و موسیقی خود شادی میکنند. گروه دیگری از چهرههای نیمه الهی که از زمین بیرون میآیند و به عنوان گاناها – همراهان یاکشاها – شناخته میشوند، وظیفه کلیدی را در این روایت بر عهده دارند. چهار گانا که اغلب به عنوان نگهبانان گنج و اسرار شناخته میشوند، در اینجا سمهای اسب سیذارتا را نگه داشتهاند و نشان میدهند که شاهزاده در سکوت شب، قلمرو خود را (که با دروازه پشت سرش نشان داده شده است) ترک کرده است. حضور این گروه از چهرههای نیمهخدایی، ویژگی معجزهآسا و اهمیت مذهبی این قسمت را افزایش میدهد و در نتیجه جایگاه سیذارتا را به یکی از مهمترین جایگاهها در این روایت بصری ارتقا میدهد.
یکی دیگر از این خدایان کوچک در یک نقش برجسته ماسهسنگ قرمز خالدار که از ویژگیهای سبک ماتوران است، به تصویر کشیده شده است. این نقش برجسته، روح یک درخت را به تصویر میکشد.
یک الهه – نوعی یاکشی – در هر طرف یک براکت که برای دروازهای که اکنون گم شده است، در نظر گرفته شده است. حالت متمایز این پیکره نشان میدهد که او یک سالابهانجیکا یا “زنی است که شاخه درخت سالا را میشکند”. عمل او باعث شکوفه دادن درخت میشود و جایگاه او را به عنوان خدای باروری نشان میدهد. سالابهانجیکای فرخنده اغلب در دروازههای معابد و استوپاها به تصویر کشیده میشود. یکی از قدیمیترین تصاویر از استوپای بزرگ در سانچی، هند، گرفته شده است.
خدایان روح درخت در یک رویداد مهم دیگر – مرگ بودا (مهاپارینیروانا) – که در تمام مکاتب هنری اولیه شناخته شده بودایی یافت میشود، حضور دارند. یک تابلو که در گندهارا قرن سوم تولید شده است. تأثیر یونانی-رومی برجستهای را در پارچههای سنگین، موهای مجعد پیکرهها و تصویر بودا با سبیل – که از ویژگیهای خاص این شمایلنگاری است – نشان میدهد. در اطراف پیکر دراز کشیده بودا، چهرههای مختلفی طیف وسیعی از واکنشهای متمایز به مرگ او را نشان میدهند که طبق فلسفه بودایی، پایان بودا نیست، بلکه رهایی از چرخه بیپایان تولدهای دوباره است. هنرمند این موضع را به طور مؤثر از طریق چهره سوبهادر، راهبی که پشت به ما نشسته و آرام رو به جسد است، تداعی میکند. سوبهادر با وجود اینکه اخیراً به روشنبینی رسیده است، این رویداد را بهتر از سایر چهرهها، از جمله راهبان و پیروان غیرروحانی که با لباس و زیورآلات خود متمایز هستند و پریشانی خود را از طریق حالتها، حرکات و حالات چهره خود ابراز میکنند، درک میکند. اگرچه چهره او وجود ندارد، اما وجراپانی بوداساتوا را میتوان از طریق وجرا (صاعقه) در دستش شناسایی کرد. چهره دیگری در بالای تابلو که بین شاخههای درخت قرار گرفته است، ظاهر میشود. این الهه روح درخت است که دست راستش را به حالتی که تصویر یک سالابهانجیکا را تداعی میکند، بالا برده و حضور خود را در این رویداد مهم، زمانی که بودا از قلمرو زمینی جدا میشود، ثبت میکند. به نظر میرسد که او ممکن است توسط یک خدای روح درخت دیگر در بالا سمت راست همراهی شود، اگرچه اثر هنری در آنجا آسیب دیده است. در حالی که این موجودات به عنوان چهرههای فرعی به نظر میرسند، حضور آنها بر جایگاه مقدس شخصیت اصلی تأکید میکند.
یک چهره نیمهخدای دیگر، یک ناگا، در یک قطعه مجسمهسازی قرن سوم میلادی از یک مکان بودایی در آندرا پرادش، هند به تصویر کشیده شده است. این شکل انساننما از ناگا با کلاه کبری بر روی سر مزین و لباس مجلل مزین به جواهرات سنگین، از جمله گوشوارههای مخروطی چشمگیر، بازوبندها و لوازم جانبی مختلف دیگر، متمایز میشود. حالت ناگا – تکان دادن مگسپران – نشان دهنده یک عمل خدمت است، که به احتمال زیاد به بودا مربوط میشود و آن را با تصاویر معمول ناگاها در قلمرو بودایی، جایی که آنها به عنوان محافظ، نگهبان و همراه به تصویر کشیده میشوند، همسو میکند.
دیدگاه غالب – عمدتاً به دلیل فقدان شواهد متنی تأییدکننده – این بوده است که ناگاها خدایان مستقلی نبودند که در معابد خود پرستش شوند؛ بلکه در تمام سنتهای مذهبی به عنوان خدایان فرعی دیده میشدند. با این حال، چندین مجسمه ناگاهای مستقل کشف شده است و تحقیقات جدید در مورد کاربردها و شمایلنگاریهای این مجسمهها، نظریههای غالب را به چالش کشیده است. چهار نمونه قابل توجه، که مربوط به اواسط قرن پنجم میلادی هستند و تأثیر سبک کوشانا ماتورا را منعکس میکنند، به دلیل اینکه بخشی از هیچ قطعه معماری نیستند، قابل توجه هستند.
دو مورد اول ناگاراجاها یا پادشاهان ناگا هستند، احتمالاً از اوتار پرادش. آنها که از ماسهسنگ قرمز ساخته شدهاند، تقریباً ویژگیهای صورت، هیکل و تاجهای یکسانی را نشان میدهند که با چیزی که به نظر میرسد ماکارا باشد، تزئین شدهاند. حضور این موجود دریایی افسانهای در سربندهایشان احتمالاً نمادی از جایگاه یک ناگاراجا به عنوان حاکم قلمرو زیر آب است. حلقههای بزرگ مار در پشت این چهرهها، هویت آنها را به عنوان ناگاها مشخص میکند. با این حال، حالتهای آنها متمایز است: یکی از آنها احتمالاً یک ظرف شهد را در دست چپ خود دارد، در حالی که دیگری، که ظرفی ندارد، احتمالاً دست راست گمشدهاش را بالای سرش بلند کرده است. این دو حالت، نمونهای از چگونگی به تصویر کشیدن مجسمههای ناگاهای مستقل از حدود قرن اول میلادی است. ترسیم دقیق حلقههای کبرا در پشت این مجسمهها نشان میدهد که این مجسمهها، به جای اینکه اجزای فرعی یک نقش برجسته بزرگتر باشند، به عنوان خدایان مستقل در زیارتگاههای مربوطه خود پرستش میشدند. یکی از این زیارتگاهها در سونخ، روستایی واقع در سی کیلومتری ماتورا، از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۴ کاوش شد.
دو مجسمه مستقل دیگر احتمالاً یک جفت بودهاند و یک ناگاراجا را به همراه همسر زنش یا ناگی به تصویر میکشند. این مجسمههای بسیار جواهرنشان از ماسهسنگ ساخته شدهاند و ممکن است از مادیا پرادش آمده باشند. کلاه کبری پشت هر سر تا حدی حفظ شده است و مارهای باشکوهی که پشت خدایان حلقه زدهاند، نسبت به مجسمههای ماسهسنگ قرمز، برجستهتر هستند. هر مجسمه گلی را در دست راست خود نگه داشته است که با حالتی یادآور آبهایامودرا، حالتی از بیباکی، بالا گرفته شده است.
شباهتهای شمایلنگاریاها بین ناگاراجاها و خدای هندو، بالاراما، برادر بزرگتر کریشنا، که اغلب با کلاهی از مار نیز به تصویر کشیده میشود، سوالاتی را در مورد هویت برخی از مجسمهها مطرح کرده است. این موضوع به ویژه از دوره گوپتا (قرن پنجم میلادی) به بعد، زمانی که با افزایش بازنماییهای مجسمهای از خدایان هندو مشخص میشود و نشاندهنده اهمیت مذهبی فزاینده آنهاست، برجستهتر میشود. در نتیجه، چندین پیکره انساننما با گلدانهایی با حلقههای مار و کلاههایی از مار به عنوان بالاراما شناسایی شدهاند.

با این حال، اولین بازنماییهای بصری از بالاراما، مانند سنگنگارههای چیلاس (حدود ۵۰ میلادی) و سکههای آگاتوکلس (حدود ۱۸۰ پیش از میلاد)، بالاراما را بدون کلاه مار نشان میدهند. در مقابل، تصاویری از ناگاراجاها با نقاب مار از این دوره قدیمیتر یافت شده است که نشان میدهد شمایلنگاری ناگاراجاها با نقاب مار، قدمتی بیش از بالاراما دارد. اگرچه تعداد مجسمههایی که کریشنا و بالاراما را به تصویر میکشیدند در دورههای پس از کوشان و گوپتا افزایش یافت، اما نمایش ناگاهاها به عنوان چهرههایی که کوزههای شهد را در دست دارند، همچنان ادامه داشت. به عنوان مثال، یک مجسمه کوشان متأخر با این شمایلنگاری دقیق (که در حال حاضر در موزه هنر آسیایی سانفرانسیسکو قرار دارد) دارای کتیبهای است که جزئیات اهدای مجسمه را شرح میدهد و میگوید: «باشد که خداوند ناگاراجا خشنود باشد.» این امر تفسیر چهرههای کوزهمانند به عنوان ناگاها را به جای بالاراما تقویت میکند. با این وجود، این موضوع همچنان محققان را مجذوب خود کرده و به بحثهای دانشگاهی دامن میزند.
حضور مداوم خدایان روح در طول تاریخ آسیای جنوبی، منعکس کننده سنتهای غنی و متنوع جاندارانگاری منطقه است که برخی از آنها تا به امروز نیز ادامه یافتهاند. آثار باستانی مورد بحث در اینجا توجه را به جهانبینیها و چهرههای مذهبی – بهویژه آنهایی که در منابع متنی و حتی در چشمانداز اجتماعی-دینی معاصر در حاشیه باقی ماندهاند – جلب میکنند، چهرههایی که احتمالاً بدون مشاهده دقیقتر و تعامل دقیق، مورد توجه قرار نمیگیرند.
گروه گزارش
