“آژنگ نیوز”:ازدواج جمال عبدالناصررئیس جمهور سابق مصروهمسرایرانی اش یک موضوع تکرار شده در تاریخ ایران معاصر است.به همین دلیل باید اشاره کرد که اینکه در تاریخ معاصر چندین مقام رسمی در کشورهای خارجی همسر ایرانی داشته اند چندان بدون مأخذ و پایه نیست .جمال عبد الناصررئیس جمهور سابق مصرنیز همسرش یک دختر ایرانی بود .همانگونه که ژنرال نجیب نیز مانند جمال عبد الناصر ؛همسرش ایرانی بود.البته بی مناسبت نیست که اشاره شود باجناق جمال عبدالناصر هم آقای میرزا مهدی مشکی رئیس جمعیت ایرانیان مصر بود؛که همسر ایرانی داشت.
جمال عبد الناصر (رئیس جمهورمصراز سال ۱۹۵۶ تا سال ۱۹۷۰ میلادی) البته به ایران و ایرانی خیلی علاقه داشت. بقول شاعر: بازگو از نجد و از باران نجد یا بگفته معروف انسان همیشه شهر و کشوری را که موطن همسر یا محبوب او باشد دوست میدارد و به آن علاقمند است.

همسر جمال عبد الناصر؛دختر یکنفر ایرانی بنام حاج محمد کاظم است که اصلا اصفهانی است و در اوایل اقامت در مصر مشغول معامله و تجارت تنباکو بود و از ایران تنباکو به مصر حمل میکرد ولی بعد از اینکه دخانیات در ایران به انحصار دولت درآمد؛او دست از تجارت تنباکو برداشت و به تجارت پارچه و قالی مشغول گردید.
حاجی محمد کاظم هم مثل اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مقیم مصر فرزندان خود را به رسم ایران و با تحصیل زبان و ادبیات فارسی تربیت میکرد.اودر منزل خودش یک کلاس خصوصی درس زبان فارسی دایر کرده بود که سه چهار نفر از اطفال همسایه اش را نیز در آن کلاس بطور مجانی زبان فارسی درس میداد.
روزی یکساعت خود حاجی محمد کاظم و یکساعت هم برادرزاده اش در آن کلاس معلم بودند و درس میدادند. ایرانیان مقیم مصر اگرچه در میان آنها عده معدودی هم یافت میشدند که چون پدر یا جدشان از ایران به مصر رفته بودند زبان فارسی بلد نبودند. اما بقیه که تقریباً قریب نزدیک با تفاق را تشکیل میدادند در حفظ سنن و رسوم ایران و آشنا ساختن اولادشان بزبان و ادبیات فارسی خیلی تعصب داشته و غالباً خانه خود را بهمان وضع و اسلوب ایران تزیین میکردند و دختران آنها هم که به خانه شوهر میرفتند قسمتی از سنن و رسوم ایرانیت ویختن غذاهای مخصوص ایران را با خود هدیه میبردند که منزل جمال عبد الناصر دیکتاتور مصر نمونه ای از آنها بود.او همیشه به دوستان صمیمی و مورد علاقه اش غذاهای ایرانی میداد که خانم او شخصاً طبخ میکرد.با لذیذ بودن این غذاها ،بهانه خوبی بدست دوستان جمال عبدالناصر افتاد که هر چندی یکبار به بهانه غذای ایرانی بخانه او بروند و سر او «هوار» شوند.
ازدواج عبد الناصر مولود عشق بود. در کشور مصر تا مدتها مثل ایران معمولا پدر و مادر هر پسر جوانی برای او همسر انتخاب میکردند ولی بتدریج آن رسم تغییر یافت و گاهی جوانها شخصاً همسر خود را انتخاب میکردند و به پدر و مادرشان معرفی مینمودند که در صدد خواستگاری و تهیه مقدمات ازدواج برآیند.

جمال عبد الناصر هم مثل صدى هشتاد از افراد مصری به گفته خودشان فرزند ریف یعنی تولد یافته دهات است و ایام کودکی را در دهکده گذرانده بعد برای تحصیل به شهررفته است. پدر جمال عبد الناصر که که مدتی طولانی عمر کردو در دهکده خودشان بسر میبرد ؛عقیده داشت جمال پس از خاتمه تحصیل دختر یکی از مسئولین قصبه را بگیرد و مثل بسیاری از جوان های تحصیل کرده مصری با استفاده از جهیزیه و ثروت همسرش زندگانی و منزل خود را سر و سامان بخشد. ولی جمال بر حسب تصادف یک روز در منزل یکی از افسران ارشد ارتش مصر که در ستاد ارتش سمت ریاست بر جمال داشت؛ مهمان بود. اتفاقاً این افسر مصری با حاجی محمد کاظم همسایه بود و خانواده حاجی در این مهمانی حضور داشتند. جمال در آن مهمانی شیفته رفتار و گفتار و زیبایی دخترحاجی محمد کاظم شد بخصوص تربیت و متانت آن دختر خیلی در جمال مؤثر گردید. همان شب کاغذی به پدرش نوشت و از او تقاضا کرد دختر حاجی را برای او خواستگاری کند.
آن روزها هرگز کسی فکر نمیکرد این جوان قد بلند کم حرف و تا حدی خجالتی روزی جانشین فراعنه مصر گردد و مقام و شهرت بزرگی در دنیا بدست آورد. برای دختر حاجی محمد کاظم خواستگارهایی متمولتر از جمال عبدالناصر هم پیدا میشد ولی حاجی حرکات ووقار و نجابت جمال را پسندید و دخترش را با و داد.
تهیه و تدوین:حسن محرابی
گروه تاریخ
