“آژنگ نیوز”:سلاطین صفویه در عین اینکه معتقد و پای بند باصول و مقررات مذهبی بوده و حتی از پاره ای لحاظ سیاسی در رعایت آن اصول افراط میکردند ، به مراسم باستانی ایران نیز اهمیت زیادی میدادند و سعی می نمودند که آن مراسم از بین نرود و از جمله جشن باستانی عید نوروز را با تشریفات خاصی برگزار میکردند. و مجالس جشن زیادی بدین مناسبت برپا می نمودند.مراسم عید در آن موقع از شب عید و در صورتی که سال هنگام شب تحویل میشد ، چند ساعت قبل از تحویل سال شروع میشد.
از اول این شب شاه صفوی در تالار آئینه معروف و بزرک قصر سلطنتیاصفهان که قبلا آن را تزیین و برای این شب مهیا کرده بودند حضور می یافت و جمعی از زنان حرمسرا که مورد علاقه شاه بودند در حالی که کاملا خود راآراسته و از سر تا به پایشان را غرق در جواهر کرده بودند، قبل از ورود شاه در تالار حاضر میشدند و دسته جمعی در کنار سفره بزرگی که در قسمت بالای تالار آئینه گسترده بودند می نشستند.
در این سفره غذای زیادی وجود نداشت بلکه قدح های بزرگی مملو از آب دراطراف آن چیده و مقداری سبزی و شیرینی بخصوصی که با عسل پخته بودنددر بشقاب های کوچکی در وسط آن قرار میدادند.
شاه در بالای سفره و زنان حرمسرا اطراف آن می نشستند و پس از اینکه قدری صحبت کرده و میخندیدند ، به ا شاره شاه مطربان مخصوص سلطنتی و رقاصه های حرمسرا وارد تالار گشته و مشغول نواختن و رقصیدن میشدند.
در همین موقع منجم باشی سلطنتی در یکی از اطاقهای حیاط دیوانخانه باتفاق چند نفر منجم دیگر نشسته و اصطرلابها و مهره های مخصوص خودرا در دست گرفته و با کمال دقت معین میکردند که چه وقت سال تحویل گردیده به توسط قراولان سلطنتی جمعی از کشیک چیان که در بام کاخ سلطنتی قرار داشتند باشمخال گلوله ای رو به هوا شلیک می کردند.
بر اثر بلند شدن صدای این گلوله تو پهایی که در برج و باروهای شهر نصب شده بودند یک گلوله شلیک می کردند و علاوه بر این در نقاره خانه سلطنتی از محل خود یعنی میدان اصفهان رو بروی در کاخ سلطنتی شروع به نواختن طبل و سرنا و کرنا مینمودند.

بدین ترتیب تحویل سال با اطلاع عموم اهالی شهر که آنها نیز از غنی و فقیر بفراخور حال سفره ای گسترده و کاسه های آب و بشقاب های سبزی را در آن گذارده بودند میرسید.
پس از تحویل سال ، شاه از تالار آئینه خارج میشد ( اگر سال هنگام شب تحویل میشد، شب را در همان تالار آئینه می گذرانید ) و به تالار بزرگی که در مجاورت دیوانخانه مخصوص تشریفات عید ساخته بودند میآمد و در آنجا اطرافیان و درباریان را بار میداد. نخست صدر اعظم باتفاق شاهزادگان نزدیک خاندان سلطنتی وارد آن تالار گردیده و بشاه تبریک میگفتند .
بعداً قورچی باشی و ایشیک آغاسی باشی و سایر درجه داران دربار بحضور شاه شرفیاب میشدند. در آن تالار سفره بزرگی میگستردند و کسانی که برای عرض تبریک بحضور شاه شرفیاب میگشتند، در کنار آن می نشستند. در سر این سفره گاهی از اوقات شربت آورده و حاضرین مینوشیدند سپس بدستور شاه صندوقدار باشی مخصوص سلطنتی طبقی را که محتوی کیسه های رنگی سربسته ای بود جلوی وی میآورد و شاه آن کیسه ها را که هر یک محتوی چند سکه نقره با طلا بود از طبق برداشته و میان حاضرین تقسیم میکرد. آنها کیسه ها را گرفته و میبوسیدند و در جیب خود میگذاشتند.
بعد از دادن این عیدی ، هدایا و تحفی را که سالی چند بار باید خان ها و حکام ایالات و ولایات ایران بدر بارشاه بفرستند آورده و ترتیب از جلوی تالاری که شاه در آن نشسته بود عبور میدادند. نخست هدایای صدر اعظم و سپس بترتیب هدایای خان های شهرهای مهم را تقدیم میکردند.
هدایای مزبور مختلف بوده و اغلب عبارت از چند بار شتر و قاطر بوده که بهمان حال وارد کاخ کرده و از جلوی تالار می گذرانیدند و اغلب خان ها نیز دختران و کنیزکان را که بدست آورده و برای شاه خریده بودند جزءاین تحف و هدایا می فرستادند .
هدایای مزبور مختلف بوده و اغلب عبارت از چند بار شتر و قاطر بوده که به همان حال وارد کاخ کرده و از جلوی تالار می گذرانیدند و اغلب خان ها نیز دخترکان و کنیزکانی را که بدست آورده و برای شاه خریده بودند جزءاین تحف و هدایا می فرستادند.
دختران مزبوررا نیز درهمان روزعید یا حضور صدر اعظم و سایر درباریان تالار آورده و از در دیگر خارج میکردند و شاه آنها را خوب می دید، در صورتیکه لیاقت کنیزی و یا همسری را داشتند آنها را به خواجه باشی حرم میسپرد و در صورتی که چنین لیاقتی نداشتند آنها را ببعضی از حضار مجلس که زیاد مورد لطفش بودند می بخشید و این هدایا را پس از این که حضار کاملا ملاحظه میکردند، صندوق دار باشی تحویل گرفته و به صندوقخانه میبرد.
در همین هنگام نیز بفرمان شاه چند گاو و گوسفند را با تشریفات خاصی در میدان جلوی کاخ شاهی کشته و گوشت آنها را میان فقیران تقسیم میکردند.
در این روز سایر طبقات مردم نیز لباس های تو در بر کرده صبح بدیدن یکدیگر میرفتند و بعد از ظهر دسته دسته سوار ارابه هایی شده و دور شهر شروع به گردش میکردند و آنهایی که آشنایی به ساز و آلات موسیقی داشتند، در همین حال مشغول زدن میشدند و بنا بر این در این موقع از گوشه و کنار و خیابانهای متعدد صدای ساز و آواز بگرش میرسید.
روز بعد اگر هوا خوب بوده شاه با جمعی از زنان حرم بشکار میرفت و شکار گاه او هم اطراف باغ وحش هزار جریب بود.
معمولا مراسم جشن عید تا سه روز یطول میانجامید ، ولی البته قسمت عمده آن در همان روز های اول صورت می گرفت.
نویسنده:مهندس کردیچه
منابع تاریخ سرجان ملکم ، سیاحت نامه او لاریوس
