“آژنگ نیوز”:حکایت نام فیشر آباد چنین است که مظفرالدین شاه یک روز به دیدن یک آکادمی نظامی در اتریش می رود. در آکادمی نظامی یک نفر راهنما تمام جاهای آکادمی را نشان میداد و بعد، تعداد زیادی از دانشجویان ایستاده بودند تا مظفرالدین شاه آنها را ببیند.
دو دانشجوی ایرانی در بین آنها بود. وقتی مظفرالدین شاه آمد یکی از آنها معرفی شد به نام سیف الله افشار که عموی من بود. مظفر الدین شاه می گوید: شما که افشار هستید و از ایران آمدید، تحصیلات تان در اینجا کی تمام میشود؟ او میگوید یک سال دیگر می گوید: خب بعد از یک سال دیگر شما بیایید به ایران خدمت بکنید. او می گوید: البته قربان.
وقتی مظفر الدین میخواست برود آن دانشجو می گوید: فقط از حضور اعلیحضرت استدعائی دارم و آن این است که من چندین سال است که در اینجا هستم یک هم اطاقی دارم که نامش Fische است و خیلی دوست دارد که به ایران بیاید اعلیحضرت اجازه بفرمایند وقتی من به ایران بر می گردم او هم با من به ایران بیاید. مظفر الدین شاه هم اجازه میدهد.
سیف الله افشار بعد از یک سال به تهران می آید و «فیشر» را هم با خود به ایران میبرد. فیشر با خانواده های ایرانی آشنا شد و اولین هتل ایران را در خیابان منوچهری به نام هتل اروپا»، ساخت که یک پرچم ایران و یک پرچم اتریش روی سر در این هتل آویزان بود. او با دوستان دیگرش این هتل را اداره میکرد و ثروتی بدست آورد.

ضمناً معماری و باغبانی هم بلد بود. بعد از اینکه صاحب ثروت شد، در خارج از تهران بیرون دروازه دولت که هنوز کسی منزل نداشت خانه بسیار زیبایی برای خودش ساخت از موقعی که این خانه در آنجا ساخته شد مردم تهران به خارج شهر کوچ کردند و شروع به خانه سازی و خیابان سازی کردند و به افتخار این آقای فیشر که اولین ساختمان را در آنجا ساخته بود خیابانی به نام «فیشر آباد» درست شد. این آقا ضمناً در گلکاری خیلی وارد بود و تمام اعیان و اشراف، آقای «فیشر را میبردند تا نقشه گلکاری باغ شان را طراحی کند. در هر حال اتریش در تمام شئون در ایران رخنه کرده بود.
منبع:خاطرات دکتر امیر اصلان افشار
گروه تاریخ
