“آژنگ نیوز”:آیا ما زمان های بد را بهتر از زمان های خوب به یاد می آوریم؟اگراز مردم بپرسید زمانی که برج های دوقلو در ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ سقوط کردند کجا بودند، این نمونه خوبی است که آنها بدون تردید حادثه را به یاد خواهند آورد. آنها حتی ممکن است جزئیات خاصی را در مورد آن روز به یاد بیاورند، مانند اینکه دقیقاً دقیقاً قبل از دیدن گزارش های خبری حملات تروریستی چه می کردند. این توانایی قابل توجه در به تصویر کشیدن حتی کوچکترین جزئیات پیرامون یک رویداد غم انگیز یا آسیب زا مستقیماً با شدت خود رویداد مرتبط است. به عبارت دیگر، هرچه این تجربه از نظر عاطفی برای افراد آزاردهندهتر باشد، احتمال بیشتری دارد که آن را به خاطر بسپارند . این به این دلیل است که حافظه و احساسات در مغز انسان پیوند ناگسستنی دارند. اما در حالی که به نظر می رسد مردم به راحتی وقایع غم انگیز و جزئیات به ظاهر ناچیز مرتبط با آنها را به یاد می آورند، بسیاری از آنها به سختی می توانند جزئیات دوران خوش خود را به خاطر بیاورند. به عنوان مثال، مادران اغلب در بازیایبی رویدادهای مربوط به تولد فرزندان خود مشکل دارند، اما در بازگویی مدت و شدت روند زایمان به طرز شگفت انگیزی دقیق هستند.

این سوال پیش می آید که “آیا ما زمان های بد را بهتر از خوب به یاد می آوریم؟” قبل از پاسخ دادن، دانستن کمی اطلاعات در مورد فرآیند شکل گیری حافظه و عوامل موثر بر آن مفید است. فهرست خاطرات و مغز ما تسلط بر خاطرات و مغز ما هر یک از تجربیات ما مراکز حافظه ما را به روش های بسیار خاصی تحریک می کند. ساختارهای مغزی و مسیرهای عصبی متعددی در شکل گیری و بازیابی حافظه دخیل هستند، اما نکته اساسی برای سوال فعلی این است که خاطرات تجربیات دارای بار عاطفی – به ویژه آنهایی که ترس را برمی انگیزند – با فعال شدن آمیگدال و سایر بخش ها تقویت می شوند.والبته آن بخش از مغز که در پردازش عاطفی نقش اساسی دارندبیشتر تحریک می شوند. این موضوع از دیدگاه تکاملی منطقی است، زیرا توانایی یادآوری رویدادهای ترسناک برای بقا ضروری است.
در جامعه مدرن، خاطرات بسیار بد می توانند از نظر روانی ناتوان کننده باشند. برای مثال، کهنهسربازان جنگ گاهی اوقات زمانی که به زندگی غیرنظامی بازمیگردند، فلاشبکهایی از حضور در مناطق جنگی را تجربه میکنند که میتواند بسیار ناراحتکننده باشد. تانیا کلاوزن، مددکار اجتماعی بالینی در واشنگتن، توضیح میدهد: «خاطرات قوی اغلب تأثیر عاطفی دارند که میتواند فراگیرتر باشد، حتی باعث ایجاد علائم فیزیکی، بهویژه زمانی که صحبت از رویدادهای آسیبزا باشد. وقایع آسیبزا برای سالها پس از این واقعیت، معمولاً هنگام پخش این خاطرات،با یک واکنش بیولوژیکی از جمله تپش قلب و تنگی نفس تجربه میکنیم. خبر خوب این است که مردم همچنین می توانند از تجربه های مثبتی مانند به خاطر سپردن احساس کلی خوشبختی که از عمیقا شاد بودن ناشی می شود، بهره مند شوند. این به این دلیل است که خاطرات خوب می توانند باعث آزاد شدن دوپامین شوند، یک انتقال دهنده عصبی مرتبط با احساس لذت. کلاوزن پیشنهاد می کند که خاطرات شاد همچنین می توانند بر سلامت روان ما تأثیر مثبت بگذارند و می توانند برای کاهش علائم مرتبط با خاطرات بد به صورت درمانی استفاده شوند. با در نظر گرفتن این موضوع، بیایید به به نظر می رسد برخی افراد توانایی عجیبی در کم اهمیت جلوه دادن تجربیات منفی در زندگی خود و بزرگنمایی تجربیات مثبت دارند.

بنایر این سوالی که مطرح است آن است که آیا همه افراد اوقات خوب را بیشتر از بد به یاد می آورند؟ اگر چنین است، آیا این مهارت یک موضوع ذهنی بیش از حافظه است؟ یا این است که برخی افراد با دیدگاه بدبینانه تری برخورد می کنند؟ به گفته کلاوزن، توانایی به حداقل رساندن تأثیر منفی خاطرات نیازمند تلاشی آگاهانه است. این موضوع می تواند با کمک یک پزشک ماهر اتفاق بیفتد. همچنین تکنیکهایی برای غلبه بر استرس مرتبط با خاطرات بد وجود دارد، از جمله استفاده از تکنیکهای آرامشبخش و تصویرسازی ذهنی مثبت به عنوان مثال، وقتی یک خاطره بد ظاهر می شود، بنویسید که چه چیزی باعث آن شده است — آیا این یک مکان، بو یا منظره بوده است؟ هنگامی که فهمیدید چیست، به خود یادآوری کنید که بدترین حالت تمام شده است و شما زنده مانده اید، و از تکنیک های تنفس عمیق برای عبور از آن استفاده کنید.بدین ترتیب با گذشت زمان، محرک ها باید با شدت کمتری روی افراد تأثیر میگذارند. در تهایت این امکان وجود دارد که همه ما با کمی تلاش بتوانیم خاطرات روزهای خوب خود را صرفاً با یادآوری آنها یا با تمرکز بر آن تجربیات در هنگام وقوع، تقویت کنیم.
گروه گزارش
