image 135

معرفی ایران با آنتوان پوادبار

آنتوان پوادبار ،یادداشتها و عکسهای جالبی در مورد  ایران قدیم در80 سال قبل،از خود برجای گذاشته است. در آخرین سال جنگ جهانی اول(١٩١٨)، متحدین تلاش های خود را بر شناخت راه های ارتباطی، به ویژه در شمال ایران متمرکز کردند.

عثمانی ها و آلمانی ها قصد نفوذ به آن منطقه برای پیشروی به سوی هند را داشتند. یک هیأت انگلیسی با هدف و مأموریت حفظ موقعیت در استان های کنونی کردستان، کرمانشاه، همدان، آذربایجان و زنجان به ایران فرستاده شد. این هیأت که توسط یک مقام مذهبی نظامی به نام آنتوان پوادبار، مترجم و دارای درجه ستوانی، سرپرستی می شد، در فاصله بهار تا تابستان ١٩١٨ به ایران سفر کرد. او که به عکاسی دلبستگی شدید داشت، یادداشت ها و مجموعه ای از ٢٨٣ تصویر از خود به جا گذاشته که در بیروت نگهداری می شود.

image 133

پوادبار پس از دو ماه طی مسیر از پاریس به اسکندریه، کراچی، تنگه هرمز و بصره به ایران رسید. در ٢۶ مارس ١٩١٨ از پاسگاه مرزی قصرشیرین وارد خاک ایران شد و به هیأت انگلیسی تحت فرماندهی ژنرال دونسترویل، عضو سابق ارتش هند و همکلاس رودیارد کیپلینگ پیوست.

در آن زمان آن بخش تحت فشار بود. کارزار موسوم به «قفقاز» صحنه عملیاتی خود را از خاور نزدیک قفقاز تا آناتولی شرقی گسترده بود و به تدریج به شمال غربی ایران می رسید. در آن زمان ایران تحت نفوذ انگلیسی ها و روس ها بود و توسط دولت ضعیف و فاسد قاجار اداره می شد. ترک ها با حمایت افسران آلمانی، از انحطاط حکومت ایران استفاده کرده و با اجرای عملیاتی در شمال کشور وضعیت مردم، به ویژه ارمنی- مسیحی های منطقه ارومیه، که از سال ١٩١٧ گرفتار قحطی و بیماری های مسری و عفونی بودند را بدتر از پیش می کردند. به همه اینها، تجاوز و تعدی های نیروهای قزاق که به سوی باکو عقب نشینی می کردند نیز افزوده می شد.

به این ترتیب، در آغاز سال ١٩١٨، انگلیسی های مستقر در میانرودان (بین النهرین) تصمیم گرفتند که قوایی موسوم به «نیروی دونستر»، مرکب از ٣٠٠ تن، ۴١ راننده و یک مسلسل خودکار را به ایران بفرستند. وظیفه این نیرو مطالعه و کنترل راه های ارتباطی بین بنادر اصلی رودخانه های عراق، دریای مازندران و خلیج فارس بود. این مأموریت توسط ژنرال دونسترویل یک «کار دیوانه وار» توصیف شد. در چند صد کیلومتری جبهه آلمان عثمانی، این نیروی کوچک ناگزیر از زیرنظر گرفتن ١٠٠٠ کیلومتر گذرگاه هایی بود که عراق را به کرانه های دریای مازندران، غالبا با گذر از ارتفاعات ٢٠٠٠ متری در رشته کوه های زاگرس متصل می کرد.

یک پیشرو در عکاسی

آنتوان- ماری ژوزف پوادبار که در سال ١٨٧٨ در لیون متولد شده بود، از نوامبر ١٨٩٩ به مدت یک سال به ارتش فعال پیوست. او از سال ١٩١۴ مجددا به عنوان مسئول مذهبی متخصص قفقاز دوباره وارد خدمت ارتش شد. پوادبار که به خاطر خدمت در ترکیه شرقی به زبان های ترکی و ارمنی آشنایی داشت، نویسنده دو دفتر خاطرات یکی با عنوان «یادداشت های یک روحانی سواره نظام» و دیگری «از ارمنستان تا جبهه فرانسه، ماه مه ١٩١۴ تا دسامبر ١٩١٧» بود که به خاطر داشتن بینش خاص توجه فرماندهی نظامی را به خود جلب کرد. از او که در آن زمان عضو هیأت نظامی فرانسه در قفقاز بود، خواسته شد که به «نیروی دونستر» بپیوندد.

پوادبار علاوه بر موقعیت روحانی خود یک جغرافیا دان و کاشف نیز بود. او پاریس را با تجهیزات دریافتی از بخش جغرافیایی ارتش، از جمله یک بارومتر، دوربین کوهستان، قطب نما، انحنا سنج، فاصله سنج، دوربین عکاسی و مقداری صفحه شیشه ای ظهور عکس ترک کرد. آنتوان پوادبار در سال ١٩٢۵ به دانشگاه سن ژوزف بیروت وارد شد و در آنجا به عنوان یک پیشرو در تصویر برداری هوایی شناخته شد.

image 134
عبور از رودخانه بیستون کرمانشاه

»اشتباهات» انگلیسی ها

یادداشت های پوادبار که در دو دفتر ٨۶ و ٣١ صفحه ای شطرنجی نوشته شده، به موضوعات مختلفی ازجمله ژئوپولیتیک، انسانی و جامعه شناسی می پردازد و از زمان عزیمت از پاریس در ٢۶ ژانویه ١٩١٨، تا پایان مأموریت در تفلیس گرجستان کنونی در ٩ دسامبر همان سال را دربر می گیرد. یادداشت های او که با خطی خوش، گاه با خط خوردگی های کوچک، نوشته شده، در مواردی به تشریح زمان حال و در مواردی دیگر، که احتمالا در شب یا هنگام توقف کار نوشته شده، بیشتر به بیان اندیشه و تجزیه و تحلیل می پردازد.

او درحالی که به هیئت انگلیسی پیوسته و برای افسران آن احترام قائل است، در مواردی متعدد بر نفوذ انگلستان در میانرودان (بین النهرین)، «اشتباهات» آنها و رفتار خصمانه شان نسبت به فرانسویان تأکید می کند. ورود انگلیسی ها به بغداد پوادبار را شوکه می کند:

»انگلیسی ها با تفنگ های پر و سرنیزه دار وارد بغداد شدند. این امر ترمزی بر اشتیاق مردم برای استقبال از آنها بود و عمیق تر شدن چاله [بین رفتار مردم و انگلیسی ها] را نشان داد»

او همچنین هندی سازی میانرودان (بین النهرین) توسط انگلیسی ها را محکوم می کرد:

»خطای نخستین و اصلی [انگلیسی ها] با اعزام نیروهای هندی به میانرودان (بین النهرین) و افسران انگلیسی هند انجام شده است. با این کار خواسته شده که همه چیز هندی شود و همه قدرت در دستان هندی ها قرار گیرد. دلیل این امر آن بوده که هندی مطیع و فرمانبردار و عرب مغرور و مستقل است. هندی هایی که تبدیل به ارباب شده اند قدرت طلب، حقیر شمار، حریص و سیری ناپذیر هستند. عرب ها به سرعت دریافتند که آنها اربابان آینده شان خواهند بود […] و حس کردند که اربابان پیشین یعنی ترک ها بهتر بودند. اکثر مردم غالبا با نابردباری تحقیر کننده افسران جزء و تعدی و تجاوز هندی ها روبرو می شوند»

پوادبار نشان می دهد که چگونه متحدین از انجام اتحاد با رهبر شورش عرب سوریه، که می توانست با کمک فرانسه در رأس حزب عرب در بغداد قرار گیرد، ناتوان بودند. رهبری که برای انجام شورش علیه ترک ها در چارچوب یک انقلاب عرب، دست یاری به سوی متحدین دراز می کرد. او درمورد این عدم توانایی به شدت انتقاد می کند.

مردمی آزار دیده و گرسنه

یادداشت های پوادبار پر از اطلاعاتی درباره مسیحیان ارومیه در شمال ایران است:

[…] 16 «[…] ١۶ ژوئن، کاروان اروپایی ها؛ کنسول های انگلیس، آمریکا، فرانسه، ایتالیا، بلژیک و خانواده هایشان و هیأت های مذهبی ارمنی و نستوری تحت حفاظت قزاق های ایرانی تبریز را ترک نموده و به میانه رسید. آقای سوگون، کنسول فرانسه در تبریز با من از شاردن و مأموریت پزشکی فرانسه در ارومیه سخن گفت و از فراخواندن و عزیمت آنها ابراز تأسف کرد […]. در ارومیه، کشیش سونتاگ با دو تن دیگر مانده است. خواهران فرانسوی از رفتن خودداری کرده و در تبریز مانده اند. در ارومیه، مقاومت قابل تحسین «ایزدی ها» و ارمنی ها دیده شده […] ولی مهمات و شجاعتشان به پایان رسیده است. اگر به آنها کمک نشود، ازبین خواهند رفت […]».

پوادبار دو سرباز ترک درحال فرار را دستگیر می کند:

»فرار این سربازان به خاطر گرسنگی بود. افسران آلمانی رفته بودند. افسران عثمانی همه جیره غذایی سربازان را می خوردند. تنها عاملی که مانع فرار گسترده سربازان از خدمت می شد، کردها بودند که به آنها حمله می کردند […]. یکی از زندانیان جای ضربه چاقویی بر بازو داشت و اثر گاز گرفتگی سگ های کردها بر بدنش دیده می شد. [آنها می گفتند]: ما به کسی که نانمان بدهد تعلق داریم! ».

image 135
استقرار مسلسل در قافلانکوه

بین سرپل و سرخه دیزه خان

»در کنار جاده دو کرد مشغول کندن زمین برای دفن کسانی که از قحطی مرده اند هستند […]. در تنگه جیرا، پایگاه نظامی […] پوشیده از کردها، زنان و کودکان گرسنه ای است که برای درخواست اندکی مواد غذایی آمده اند […]. آنها چوب آورده اند و غذا برای خوردن دریافت می کنند […]».

پوادبار وضعیت ناامید کننده مردم را عمیقا تجزیه و تحلیل نموده و آن را ناشی از حملات انتقام جویانه ترک ها، حرص و آز مالکان بزرگی که از کمبود غلات سوء استفاده می کنند و با احتکار بر میزان بینوایی مردم می افزایند می داند.

یادداشت های پوادبار حاوی ملاحظات بی پرده او است. کتابی که او در سال ١٩٢۵ منتشر کرد محافظه کارانه تر است و نظراتش را در چارچوبی کلی تر بیان می کند، اما در دفترهایش آنچه که یادداشت های او را زنده و گزنده می کند، همزمانی آنها با رویدادها است. یادداشت های او حاوی ملاحظاتی میدانی است که روابط کاملا نظامی نگاشته شده توسط افسران انگلیسی را تکمیل می کند و راه های ارتباطی، وضعیت مردم محلی، خارجی ها، وضعیت اقلیمی، وضع آب و هوا، احساسات گروه های مختلف و رابطه بین نظامیان محلی و اشغالگران دوست یا دشمن را تشریح می نماید.

نویسندگان لئون نوردیگیر، ژان کلود وازن 11 سپتامبر 2020

گروه تاریخ

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *